سوالات در مورد 206
1. در سربالا يي و فشار به موتور و هواي گرم درجه آمپر تا چند بايد بالا برود و اگر بالا رفت چه بايد كرد و هر چه مهم ميدانيد بفرماييد؟
2. دور موتور تا چه ميزان بالا برود ؟
3. بهترين عدد دور موتور براي تعويض دنده چيست ؟
4. ايا ميشود به 206 گارد نصب كرد؟چگونه و كجا؟




1. بسته به دمای هوا....میزان بار موتور و سرعت حرکت از 95 تا 110 درجه ( اگر هم به هر دلیل دمای آب از 115 درجه بالاتر رفت اول کولر خاموش...اگر بازهم بالا رفت..موتور خاموش..یعدش سر وایر شمعها رو در میارید یا اگر وارد بودید فیوز ای سی یو رو در میارید و هر 30 ثانیه برای جلوگیری از گریپاژ کردن موتور یک تک استارت میزنید تا زمانی که موتور خنک بشه...بعدشم تشریف میبرید تعمیرگاه تا معلوم بشه چرا دمای موتورتون به 120 درجه رسیده
2. حداکثر دور مجاز موتور هر خودروئی روی دور شمار موتورش ذکر شده ( اونجائی که رنگ اعداد دور شمار قرمز میشن و به رد لاین معروفه میزان حداکثر دور مجازه که برای 206 برابر 6000RPM است ...در این دور قدرت موتور در حداکثر مقدار خود است و اگر از این دور بالاتر بری موتور بدلیل وارد شدن تنشهای سنگین آسیب جدی میبینه ( که البته در خودروهای انژکتوری نمیتونید در حالت عادی دور موتور رو از محدوده مجازش بالاتر ببرید چون سوخت پاشی و جرقه شمع در این دور موتور قطع میشه و دور موتور محدود میشه...ولی اگر دنده معکوس اشتباه بدید باز ممکنه دور موتور وارد محدوده غیر مجاز بشه
3. بهترین دور موتور برای تعویض دنده جائیه که گشتاور موتور در ماکزیمم مقدار خودش قرار داره که اگر استباه نکنم برای 206 حدود 4000 تا 4500 دور در دقیقه است.
4. بله میشود روی 206 گارد هم نصب کرد....منتهی اصولا" نصب گارد و رول بار مربوط به خودروهای شاسی بلند میشود و روی برای یک هاچ بک کوچک شهری گارد نصب نمیکنند.چون فلسفه وجود چنین خودروهائی برای مقاصد دیگری است.
5. بسته به دمای هوا....میزان بار موتور و سرعت حرکت از 95 تا 110 درجه ( اگر هم به هر دلیل دمای آب از 115 درجه بالاتر رفت اول کولر خاموش...اگر بازهم بالا رفت..موتور خاموش..یعدش سر وایر شمعها رو در میارید یا اگر وارد بودید فیوز ای سی یو رو در میارید و هر 30 ثانیه برای جلوگیری از گریپاژ کردن موتور یک تک استارت میزنید تا زمانی که موتور خنک بشه...بعدشم تشریف میبرید تعمیرگاه تا معلوم بشه چرا دمای موتورتون به 120 درجه رسیده
6. حداکثر دور مجاز موتور هر خودروئی روی دور شمار موتورش ذکر شده ( اونجائی که رنگ اعداد دور شمار قرمز میشن و به رد لاین معروفه میزان حداکثر دور مجازه که برای 206 برابر 6000RPM است ...در این دور قدرت موتور در حداکثر مقدار خود است و اگر از این دور بالاتر بری موتور بدلیل وارد شدن تنشهای سنگین آسیب جدی میبینه ( که البته در خودروهای انژکتوری نمیتونید در حالت عادی دور موتور رو از محدوده مجازش بالاتر ببرید چون سوخت پاشی و جرقه شمع در این دور موتور قطع میشه و دور موتور محدود میشه...ولی اگر دنده معکوس اشتباه بدید باز ممکنه دور موتور وارد محدوده غیر مجاز بشه
7. بهترین دور موتور برای تعویض دنده جائیه که گشتاور موتور در ماکزیمم مقدار خودش قرار داره که اگر استباه نکنم برای 206 حدود 4000 تا 4500 دور در دقیقه است.
8. بله میشود روی 206 گارد هم نصب کرد....منتهی اصولا" نصب گارد و رول بار مربوط به خودروهای شاسی بلند میشود و روی برای یک هاچ بک کوچک شهری گارد نصب نمیکنند.چون فلسفه وجود چنین خودروهائی برای مقاصد دیگری است.
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 21:4  توسط آرش و علی
|
سمند چگونه متولد شد؟
سوالي است كه هنوز هم در ذهن بسياري از افراد به صورت نقطه ابهامي باقي مانده است.
از اواسط دهه 70 كه چند سالي از واردات خودرو ميگذشت و خودروهاي كرهاي به تعداد فراوان و با مدلهاي متنوع وارد شدند. اين سوال در ذهن افكار عمومي مطرح بود كه چگونه صنعت خودروي كره كه همزمان با ايران كارش را شروع كرده بود حالا داراي مدلهاي متنوعي است اما هنوز پيكان در صنعت خودروي ايران بدون تغيير توليد ميشود و اين باعث شد فشار افكار عمومي بر روي اين صنعت سنگيني كند.
صنعت خودروي ايران پس از پايان جنگ يك دهه ركورد را تجربه كرده بود و همه از آن به عنوان صنعت مرده نام ميبردند و بسياري نيز عقيده داشتند، كارخانههاي خودروسازي بايد تعطيل شوند و ضرورتي براي حضور صنعت خودرو در كشور وجود ندارد. در اين ميان اين صنعت دوباره راه خود را با پيكان شروع كرد و حال پس از واردات خودرو و ورود خودروهاي متنوع كرهاي فشار دوبارهاي بر روي اين صنعت تشديد شده بود و اين سوال مطرح شد:« چرا ما نميتوانيم خودرو طراحي كنيم و چرا حتي قيافه پيكان نيز مدتهاست تغيير نكرده است؟» از همه جالبتر آن بود كه پژو 405 كه در ابتدا به صورت مونتاژ كامل وارد بازار ميشد، حتي اطلاعات فنياش در اختيار مهندسان ارشد ايرانخودرو نيز قرار نميگرفت.
طرح خودروي ملي كه ايده آن نيز چندان در ايران تازه نبود، دوباره پس از پايان واردات خودرو براي توليد يك پيكان جديد آغاز شد تا به همه اثبات شود ما هم ميتوانيم مانند كره خودمان به طراحي خودرو بپردازيم. نخستين بار مردم در حاشيه بازيهاي فوتبال جام ملتهاي آسيا 96 شاهد تيزري بودند كه نشان ميداد، طراحي خودروي ملي آغاز شده است. اما تا پيش از توليد سمند در سال 81 از خودروي ملي خبري نبود.
در آغاز طرح خودروي ملي چندان مشكل به نظر نميرسيد اما پس از شروع طرح عظمت آن كاملا مشخص شد. براي آغاز كار طراحي پلتفرم مطرح شد، هرچند در ابتدا اين كار غيرممكن به نظر ميرسيد، اما روش پروتن مالزي كه خودروي خود را با طراحي بدنه روي پلتفرم ميتسوبيشي قرار ميداد، انتخاب شد.
بعد از مدتي مشخص شد حتي طراحي بدنه نيز كار بسيار دشواري است در همين زمان در كشور تايوان شركت “فرستاتوميتو” انگلستان طراحي نمونه اوليه خودرويي بر روي شاسي و قواي محركه خودرو پژو 405 براي توليد در شركت تايواني را به پايان رسانده بود، ناگهان شركت تايواني ورشكست شد و شركت فرست اتوميتو كه براي طراحي خودرو بسيار هزينه كرده بود، اين طرح را به شركتهايي در ايران، آرژانتين و چين پيشنهاد كرد. اين پيشنهاد با اقدامات اوليه براي توليد خودروي ملي همزمان بود و ايرانخودرو اين طرح را با اشتياق پذيرفت، مركز تحقيقات ايرانخودرو با جمعآوري فارغالتحصيلان ممتاز دانشگاههاي اميركبير، صنعتي شريف و چند دانشگاه صنعتي ديگر در ايران طراحي خودرو ملي را در كنار مشاوران خارجي شروع كرد.
طراحي شركت فرستاتوميتو براي ايران معايب فراواني داشت. اين خودرو اتاق نسبتا كوچك و ارگونومي متناسب با افراد كوتاه قد شرق آسيا داشت. كارشناسان مركز تحقيقات ايران خودرو در كناركارشناسان فرستاتوميتو و بعضي كارشناسان خارجي ارگونومي و تا حدودي سيستم تعليق را دوباره طراحي كردند، اين طرح را حتي تا امروز شايد بتوان جديترين طرح كارآموزي كارشناسان داخلي در زمينه طراحي خودرو قلمداد كرد.
در طرح سمند مهندسان ايراني به صورت مشترك با تيم خارجي به بررسي محاسبات مهندسي خودروي سمند پرداختند و طراحي بدنه با گروه فرستاتوميتو انگليسي و با همكاري گروهي از مهندسان آلماني، اتريشي، كرهاي و ايراني آغاز شد. طراحي قالب در كره و داشپورت آن نيز با الهام از خودروهاي گروه فولكسواگن از سوي تيمي مشترك از مهندسان آلماني، اتريشي و ايراني طراحي شد.
در نهايت تغييراتي نيز در سيستم فنربندي و فرمان خودرو به دليل تغيير گرانيگاهها و ايجاد تعادل انجام شد. خودروي سمند در ابتدا قرار بود، پيكان جديد باشد و جايگزين اين خودرو با همان قيمت شود اما با ادامه كار و مشخص شدن هزينههاي فراوان قيمت خود را به گونهاي افزايش يافت كه ديگر نميتوانست جايگزين پيكان شود. در ضمن بايد تيراژ اين خودرو براي رسيدن قيمت آن به حول و حوش 9 ميليون تومان به 200 هزار دستگاه در سال ميرسيد.
تيراژ اين خودرو بعد از سه سال به يكچهارم 200 هزار دستگاه رسيده است و در نهايت اسم آن به X7 و سمند تغيير كرد. اين خودرو به دليل نشان ايراني آن مورد قضاوتهاي مختلفي قرار گرفت. عدهاي آن را خودروي اسطورهاي ميدانند و عدهاي براين عقيدهاند پژو 405 بسيار بهتر است اما به دليل اطلاعرساني نامناسب مدلهاي جديد خودرو معمولا اطلاعات درستي از خودروهاي جديد وجود ندارد. اين در حالي است كه مدلهاي جديد خودرو در اروپا بارها از سوي رسانههاي مختلف امتحان ميشود.
* واقعيتهاي فني سمند
بدنه خودرو 5/1 برابر بيشتر از پژو 405 نقطه جوش دارد. وزن خودرو نيز حدود 200 كيلوگرم سنگينتر از پژو 405 است. پلاتفرم پژو 405 و سمند تقريبا مشابه است اما درخودروي سمند پلاتفرم در زمينه سيستم فرمان و تعليق تا حدودي اصلاح و توسعه يافتهتر است. اين خودرو در انگلستان از سوي شركت “مايرا“ استانداردهاي ايمني را كسب كرده و به گفته بعضي از كارشناسان ايرانخودرو سمند آيروديناميكتر از پژو 405 است. البته عده ديگر معتقدند كه اين خودرو در سرعت بالاي 140 كيلومتر در ساعت تعادل ندارد اما فرمانپذيري آن از نظر قدرت مانور بسيار بالاتر از پژو 405 بوده و در پيچها با سرعت بالا قدرت مانور دارد به همين دليل از سوي نظرسنجيهاي اخير بهترين سيستم فرمان را حتي بين خودروهايي مانند زانتيا و ماكسيما از آن خود كرده است.
اشكال اصلي اين خودرو بر روي ترمز و اشكال ترمزگيري و صداي ناشي از ترمزگيري است. البته ايرانخودرو مدعي است كه سمندهاي مدل 83 اين مشكل را ندارند. بدنه اين خودرو در سالهاي گذشته سر صداي زيادي داشت كه علت هم مهار نكردن قاب ستونهاي كناري بود.
شركت ايرانخودرو همچنين عنوان مي كند كه اين مشكل را هم در سال 83 حل كرده است. ارگونومي خودروي سمند نيز مشكلاتي دارد؛ به عنوان مثال صندلي اين خودرو زياد مناسب نيست. در حالت تعويض دنده نيز دست در مواردي به كنسول مياني برخورد ميكند. ديد اين خودرو در جلو كمي كمتر از پژو 405 است و ديد عقب خودرو نيز تا حدودي كور است كه مسوولان ايرانخودرو ميگويند با سنسور دنده عقب اين مشكل كمي بهبود يافته است.
سيستم فنربندي اين خودرو نسبت به پژو 405 سختتر است، حال آنكه ايمني آن نيز بيشتر از پژو 405 است. البته بعضي از ايرادات از جمله كمك فنر، ياتاقانزدن موتورها jpk و ايرادات ترمز در مدل قبل از 83 تا حدودي درست است كه در مدلهاي جديد با استفاده از موتور L3 و برقي شدن صندلي در سمند LX تا حدودي برطرف شده صداي بدنه نيز با مهار قاب ستونها كنترل شده اما شايد بزرگترين عيب و يا مزيت آن نشان ايراني اين خودرو باشد كه اين خودرو را در كانون توجه قرار داده است!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 22:6  توسط آرش و علی
|
بخـش زیبـاتـریـن خـودرو
بر طبق آخرین تصمیم ستاد جشنواره و تایید هیات فنی و داوری قوانین بخش زیباترین بدین شرح اعلام شد :
1 ـ جهت تشکیل هر گروه خودرو ( 206 ـ 405 ـ پرشیا و ...) حداقل میبایست 10 خودرو گرد هم آیند تا بتوانند امتیاز مخصوص به خود را داشته و بصورت یک گروه مجزا جایزه و تقدیر نامه دریافت نمایند.
2 ـ کلیه شرکت کنندگان در جشنواره تابستانی خودرو تقدیر نامه از فدراسیون دریافت خواهند کرد .
3 ـ برندگان کلیه گروه ها پس از اعلام رسمی از طریق هیات داوری جشنواره ، لوح فدراسیون موتور سواری و اتومبیلرانی به همراه جوایز نقدی دریافت خواهند کرد .
4 ـ برندگان بخش زیباترین خودرو به دو صورت مشخص خواهد شد :
الف : آرای ـ به صورت صد در صد ـ مردم که جوایز مخصوص به خود را در هر گروه در پی خواهد داشت .
ب : آرای ¬¬هیات داوران ـ به صورت صد در صد ـ که بصورت کلی در بخش زیباترین اعلام شده و زیباترین خودروها در هر گروه مشخص می شوند و جوایز مربوط به خود را دریافت خواهند نمود .
5 ـ تقسیم بندی گروه خودروهای موجود در جشنواره عبارتند از
(1) ـ پژو 206
(2)ـ پژو 405
(3)ـ پرشیا
(4)- سمند
(5)ـ پراید
(6)ـ زانتیا
(7)ـ مزدا 323
(8)ـ گلف
(9)ـ بی ام و
(10)ـ رنو
(11)ـ پی کی
(12)ـ4WD
(13)ـ هیوندای
(14)ـ ماکسیما
(15)ـ خودروهای آمریکایی سوپر اسپرت Muscle car
( در صورت به حد نصاب نرسیدن خودروها، گروه خودروهای آزاد تشکیل خواهد شد ) که در صورت به حد نصاب رسیدن گروههای فوق ( حداقل 10 خودرو ) امتیاز و جایزه به آنها تعلق خواهد گرفت .
6 ـ موارد مورد امتیاز در جشنواره تابستانی خودرو از دید عموم مردم و هیات داوران عبارت است از: 1 ـ انتخاب رینگ و لاستیک 2 ـ سپر + فلاپ کشی 3 ـ تزئینات و لوازم داخلی خودرو 4 ـ سیستم فنی قابل مشاهده خودرو 5 ـ انتخاب رنگ خودرو 6 ـ سیستم صوتی خودرو.
• بخـش سـریعتـریـن خـودرو ( شتـاب )
بر طبق آخرین تصمیم گیری ستاد جشنواره و تایید هیات فنی و داوری جشنواره قوانین بخش سریعترین خودرو ( شتاب ) بدین شرح اعلام گردید :
1ـ در صورتی که تعداد خودروهای شرکت کننده زیر 50 خودرو باشد مسابقه به صورت دو حذفی و در صورتی که تعداد خودروهای بخش شتاب بیش از 50 خودرو باشد بصورت تک حذفی برگزار می شود .
2 ـ در بخش شتاب یک خودرو بعنوان خودروی برتر شتاب و سه خودرو در کلاسهای 4 ، 6 ، و 8 سیلندر با بهترین تایم جوایز و لوح مشترک carx1 و فدراسیون را دریافت خواهند کرد .
3 ـ به کلیه شرکت کنندگان در مسابقه شتاب لوح سپاس و حضور درجشنواره اهدا می شود.
4 ـ انتخاب نفرات بصورت قرعه کشی، همزمان با حضور مردم خواهد بود که با دریافت شماره مخصوص خود، مسابقه استارت خواهد خورد.
• اعضاء هیات داوران عبارتند از :
1 ـ دکتر رامین صالح خو 2 ـ رامین وطن دوست 3 ـ فرخ دریانی 4 ـ عادل دریانی 5 ـ نادر ماجد 6 ـ صفا احمدی 7 ـ فتحعلی اسفندیاری 8 ـ بهمن کلهر 9 ـ رمضان میرزایی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 12:39  توسط آرش و علی
|
مرسدس نام يك دختر اسپانيايي است و اصولاً يك اسم اسپانيايي است كه به معناي وقار و زيبايي است.
آن آرم جاودان در سال 1903 طراحي گرديد اما در سالهاي 1909 ( دو بار ) ، 1916 و 1921 تكامل يافت تا اينكه در سال 1926 به يك ستاره طلايي با دايره اي كه دور آن را محصور كرده بود مبدل گرديد و تا به امروز به همين شكل و شمايل ماند.
كارل بنز در بيست و پنج نوامبر سال 1844 در كاسروه ( يكي از شهرهاي آلمان ) پا به عرصه وجود گذاشت وقتي دو ساله بود پدرش درگذشت . با وجود وضع بد مالي ، مادرش امكانات آموزشي را براي او فراهم نمود . كارل بنز دبيرستان را زير نظر (( فرديناند رتين بافر )) به پايان رساند و بعد از آن در دانشكده فني در شهر كاسروه ادامه تحصيل داد . همزمان با تحصيل يك دوره دو ساله را در يك كارخانه فني و مهندسي در كاسروه گذراند در مدتي كه آنجا بود ، كارل تجربه هاي مقدماتي را در همه زمينه هاي فني كسب كرد . اولين تجربه كاري او ، به عنوان يك طراح در ساخت يك كارخانه در شهر (( مانهايم )) بود . وي در سال 1868كارش را از دست داد و جذب شركتي به نام (( Gebruder Benckiser Eisen werke und Maschines Fabrik )) شد اين شركت بيشتر كارهاي ساختماني و پلسازي انجام مي داد . سپس در كارخانه (( Ben ckiser )) در وين مشغول بكار شد .
در سال 1871 اولين شركت خود را در مانهايم به كمك يك مكانيك به نام آگوست ريتر تاسيس كرد و به زودي معلوم شد ريتر همكار مناسبي نيست در نهايت بنز تنها با كمك نامزدش ، برتا رينگر ، موفق شد بر موانعي كه سد راه او شده بودند پيروز شود يكي از دلايل پيروزي او اين بود كه برتا جهيزيه اش را فروخت و بنز توانست سهام ريتر را خريداري نمايد .
در سال 1872 برتا و كارل ازدواج نمودند. كارل و برتا پنج فرزند به نامهاي ايگن ( 1873 ) ، ريچارد (1874 ) ، كلارا ( 1877 ) ، تايلد ( 182 ) ، الن (1890 ) داشتند .
بنز ابتدا در تجارت موفقيتي بدست نياورد و خوش شانس نبود .براي مثال (( Iron foumdry and mechanical work shop )) كه از كارگاههاي او بود توسط ماموران سلطنتي مصادره شد در طول اين مدت كارل تمام توانايي اش را روي توسعه موتورهاي دو زمانه متمركز كرد .
بنز چند امتياز مهم براي توليد و تكميل كردن موتور دو زمانه اش دريافت كرد ، و تا وقتي كه به استانداردهاي مورد نظرش نرسيد ، دست از كار نكشيد به عنوان مثال يكي از اين امتيازهايي كه به بنز اعطا شد اين بود كه سيستم موتورهاي سرعتش را تنظيم كند وي با كمك مخترعان و همكاران جديدش ، عكاس معروف (( اميل بوهلر )) و برادرش، يك بازرگان و با پشتيباني مالي يك بانك در مانهايم يك شركت سهامي در سال 1882 تاسيس كردند و آن را (( Gas motoren-fabrik Mannheim )) ناميدند. كارل بنز 50% از سهام شركت را در اختيار داشت او به عنوان يك عضو هيئت مديره و سهام دار از حق اظهار نظر كمتري نسبت به ديگران برخوردار بود همكارانش (( ديگر سهامداران )) سعي كردند كه نفوذشان را در شركت بيشتر كنند و بالاخره اين برخوردها باعث شد كه بنز شركت را در سال 1883 ترك كند .
در سال 1883 بنز يك پشتيبان مالي ديگر را در ماكس رز پيدا نمود او كسي نبود جز (( بردريك ويلهم ابلينگر )) . فردريك فروشگاه دوچرخه فروشي را اداره مي نمود و بنز علاقه وافري را به وسايل موتوري در او يافت . در اكتبر همان سال بنز و 2 نفر ديگر كه يكي از آنها فردريك بود شركت (( Benz & co )) را تاسيس نمودند نيروي كار اين شركت به 25 نفر مي رسيد . اين كمپاني تا جايي پيشرفت كرد كه قادر بود امتياز توليد موتورهاي بنزيني را واگذار كند
اكنون بنز مي توانست بيشتر وقتش را وقف توسعه موتورهاي اتومبيل كند. وي راه خويش را از دايلمر جدا كرد و موتور چهار زمانه بنزيني خودش را بر روي كالسكه اي نصب كرد. در سال 1886 بنز از اولين خودروي خود پرده برداري كرد و آنرا به نمايش عمومي گذاشت .
بين سالهاي 1885 تا 1887 ، سه مدل از اين نوع خودروها را طراحي كرد. مدل اول كه بنز آنرا در سال 1906 به موزه آلمان اهداء كرد. مدل دوم كه چندين بار طراحي و بازسازي شد. مدل سوم كه از چرخهاي چوبي استفاده مي كرد و (( برتا )) براي اولين بار با اين خودرو به مسافرتي طولاني رفت .
در سال 1886 توليدات بنز جوابگوي تقاضاي مردم براي خودرو نبود و او(( Benz & co . Rheinische Gas motoren Fabrik )) را به كارخانه بزرگتر در والدهافتتراس منتقل نمود. دراين كارخانه تا سال 1908 خودرو توليد مي شد. در سال 1893 مرسدس بنز خودروهايي توليد مي كرد كه مجهز به محورهاي پيچشي بود .
بين سالهاي 1894 تا 1901 بنز خودرو مدل (( velo )) را در كارخانه ((Benz & co )) توليد مي كرد. اين خودرو از قيمت متعادلي برخوردار بود و از اين خودرو دو نفره جمعاً 120 دستگاه توليد شد. بتدريج Benz & co به قدري پيشرفت كرد كه پيشتاز در امر خودرو سازي شد و در نهايت در سال 1899 به يك شركت سهامي تبديل شد
(( جوليوس گان )) عضو هيئت مديره و مسئول امور بازرگاني شركت شد كارگران قسمت توليدي از 50 نفر در سال 1890 به 340 نفر در سال 1899 رسيد. در همين سال بنز به تنهايي 572 دستگاه خودرو توليد كرد .
24 ژانويه 1903 ، روزي بود كه كارل بنز از كارهاي فني كناره گيري كرد، و به عنوان ناظر هيئت مديره به كار خودش ادامه داد. اين اقدام او نتيجه مشاجره اي بود كه با مدير عامل داشت زيرا مدير عامل تصميم داشت كه از طراحان فرانسوي در طرح مانهايم استفاده كند و هدفش مقابله و رقابت با (( مرسدس )) بود . همچنين دو پسر كارل ، ايگن و ريچارد ، همراه با اين اقدام او شركت را ترك كردند اگر چه ريچارد در سال 1904 به عنوان مدير توليد خودروهاي مسافرتي به شركت برگشت. در پايان همان سال كل فروش شركت 3480 دستگاه بود .
در سال 1906 كارل بنز شركتي بنام (( Carl Benz shone )) در ليدنبورگ تاسيس كرد .
سهامداران اين شركت خودش و پسرانش بودند در ابتدا آنها سعيشان بر اين بود كه خودروهايي با موتور بخار توليد كنند با اين حال ، زمان به سرعت تغيير مي كرد و تقاضا براي اين موتورها به سرعت رو به كاهش بود . آنها مجبور شدند كه خط مش را تغيير دهند. در سال 1923 تعدادي از (( Benz 350 )) توليد شد. در اين زمان ، خانواده بنز به شهر ليدنبورگ مهاجرت كردند. در سال 1912 وي شركت را به عنوان يك شريك ترك كرد و پسرانش ، ايگن و ريچارد را تنها گذاشت. شركت به سرعت پيشرفت كرد و شعبه هايي در بازارهاي مختلف ايجاد كرد. براي مثال در انگليس خودروهاي توليدي اين شركت ، بخاطر كيفيت بالايي كه داشتند به عنوان تاكسي بكار گرفته شدند و هر روز به محبوبيت آنها افزوده مي شد . در سال 1923 كارل آخرين خودروهاي توليدي خود را ساخت. اين خودرو يكي داراي 8 و ديگري 25 اسب بخار قدرت توليد مي كرد. هر دو اين خودروها را بنز براي استفاده شخصي خودش نگه داشت و از آنها لذت برد و هرگز آنها را نفروخت اين خودروها امروزه در موزه نگهداري مي شوند .
كارل بنز در چهارم آوريل 1929 در منزلش واقع در ليدنبورگ در گذشت و امروزه خانه اش به عنوان دفتر مركزي مرسدس بنز استفاده مي شود
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 2:27  توسط آرش و علی
|
Ferrucio Lamborghini در سال 1916 در شمال شهر Bolonga واقع در ايتاليا متولد شد.او تحصيلات خود را در زمينه اتومبيل هاي صنعتي كشاورزي به پايان رساند و سپس وارد ارتش شد و در قسمت نيروي هوايي مشغول به كار گشت. او عاشق اتومبيلهاي سريع بود و روياي سرعت در سر مي پروراند.وي در سال 1947 به تقويت يك اتومبيل Fiat پرداخت و در سال 1948 با اين اتومبيل در يك مسابقه Mille Miglia شركت كرد.
در سال 1949 لامبورگيني كمپاني خود را تاسيس كرد.اين كمپاني كار خود را با توليد سيستمهاي هوائي گرمازا و سرمازا آغاز نمود.
روياي ساخت اتومبيل باعث شد تا در سال 1963 تصميم به ساخت اتومبيلهاي مدرن بگيرد. اولين اتومبيل او 350GTV نام داشت كه اين مدل از يك موتور V12 به حجم 3500cc استفاده ميكرد.اين اتومبيل در نمايشگاهي در شهر تورين به نمايش گذاشته شد و از سال 1964 توليد آن آغاز گشت. كمپاني در سال 1963 تمام قطعات مورد نياز اتومبيلهايش را در داخل كارخانه خود توليد ميكرد.
در سال 1964 Lamborghini گيرباكس پنج دنده ZF را ارائه نمود كه اين گيرباكس يكي از بهترين گيرباكس هاي ساخته شده تا آن زمان محسوب ميشود.
در نوامبر 1965مدل Miura P-400 در شهر تورين ساخته شد و اين اتومبيل با يك مدل به نام 400-Gt با حجم موتور 4000cc پشتيباني شد.در اين زمان لامبورگيني به عنوان يك رقيب بسيار جدي براي كمپاني Ferrari مطرح بود.
اتومبيل Marzal با يك موتور شش سيلند به حجم 2000cc در سال 1967 ساخته شد.اگر چه اين مدل در تعداد انبوه توليد نشد اما راه را براي توليد مدل Espada كه يك اتومبيل 4 سرنشينه بود هموار كرد و اين اتومبيل در سال 1968 به بازار عرضه شد و در سال 1970 مدل Jarama جايگزين اين اتومبيل گشت.
در سال 1971 V8 Urraco با حجم 2500cc اولين اتومبيلي بود كه لامبورگيني براي ورود به بازار اتومبيلهاي اسپورت كوچك توليد كرد.اما اين اتومبيل جذابيتي مانند ديگر محصولات اين شركت نداشت.
يكي از مدلهاي موفق و بسيار سريع Lamborghini به نام That's it در سال 1973 به بازار عرضه شد.در سال 1972 Ferrucio Lamborghini تصميم گرفت تا خود را بازنشسته كند و كنترل كمپاني خود را به Georgs Henry Rosetti سپرد. بعدها Rosetti قسمتي از كمپاني را به يكي از دوستان خود به نام Leimer واگذار كرد.
كمپاني به علت نوسانات اقتصادي موجود در ايتاليا دچار مشكلات مالي شد و مجبور به ساخت اتومبيل براي ديگر كارخانه ها گرديد.از اين سري اتومبيل ها مي توان به مدل اسپورت M1 اشاره كرد كه به سفارش شركت BMW ساخته شد.
در سال 1981 مدل Jalpa با حجم موتور 3500cc ارائه شد.در سال 1985 موتوري با حجم 5200cc و قدرت 455hp توسط اين كمپاني به بازار عرضه شد.موضوع قابل توجه در اين موتور وجود 4 سوپاپ در هر سيلندر بود.
اين كمپاني بعدها تحت نظر Chrysler در آمد و توليدات خود را با عرضه اتومبيل LM002 كه يك موفقيت بزرگ بود ادامه داد.
از ديگر اتومبيلهاي آن ميتوان به مدل Diablo با حجم موتوري معادل 5700cc و قدرتي در حدود 492bhp اشاره كرد.
توليد اتومبيلهاي رويايي اين شركت از 350 دستگاه در سال 1989 به 2500 دستگاه در سال 1994 رسيد.اين كمپاني همچنان يكي از بهترين توليد كنندگان اتومبيلهاي اسپورت در جهان است.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 2:25  توسط آرش و علی
|
هم اکنون آسم، آلرژی و بیماری های تنفسی تبدیل به یکی از بزرگترین مشکلات جوامع بزرگ شده است به طوری که هم اکنون در کشورهای غربی تقریباً نیمی از جمعیت به یکی از بیماری های تنفسی مبتلا هستند. در مورد آسم و آلرژي می توان گفت که گرد و غبار و گرده افشانی درختان و گل ها بیشترین تاثیر را بر روی مبتلایان دارد.
در دنیای اتومبیل با پیشرفت های چشم گیری که هر روز شاهد آن ها هستیم کمپانی Volvo برای ارائه هوای سالم در درون اتومبیل اقدام به ساخت یک پکیج داخلی برای پاکسازی هوای درون اتومبیل نموده است.
ولوو S80 اولین اتومبیلی است که با بالاترین استانداردها به تایید انجمن آسم و آلرژی سوئد رسیده است.
نام این تکنولوژی جدید Clean-Zone Interior Package می باشد که به منظور کاهش ذرات مضر هوا در اتومبیل و در نهایت لذت بیشتر در هنگام رانندگی طراحی و ساخته شده است.
ضوابط انجمن اسم و آلرژی سوئد برای ساخت این پکیج شامل کاهش میزان فرمالوئید، ریز ذرات، ذرات مختلف خارش دهنده پوست، هیدروکربن های قابل بخار شدن و بوهای ناشی از مواد پلاستیکی در درون اتومبیل می باشد. این ضوابط را Anders Lofvendahl ، مدیر این پروژه و متخصص محیط داخلی اتومبیل اعلام کرد.
هوای درون اتومبیل بصورت خودکار پاکسازی می شود:
CZIP که مخفف نام این تکنولوژی است، شامل یک سیستم تهویه و پاکسازی اتوماتیک می باشد که با رموت کنترل اتومبیل کنترل می شود. با باز شدن درهای خودرو به وسیله رموت کنترل این سیستم به طور خودکار شروع به کار کرده و بطور موثری تمامی ذرات و بوهای اضافه و مایعات بخار شده درون کابین که در اتومبیل پارک شده به وجود آمده اند را از درون اتاق بیرون می راند. مدیر پروژه در یک مصاحبه اذعان کرد که بزرگ ترین مشکل کمپانی در این پروژه به حداقل رساندن میزان هیدروکربن درون کابین می باشد. به گفته وی در آب و هوای گرم هیدروکربن های قابل بخار شدن از پلاستیک و منسوجات داخل خودرو تبخیر شده و باعث ایجاد ناراحتی و عصبانیت در آن دسته از مردمی می شود که مبتلا به حساسیت هستند. بنابراین انجمن آسم و آلرژی سوئد وجود این پکیج را درون اتومبیل ها الزامی دانسته است.
سنسور آلودگی هوا:
سیستم کیفیت هوای داخلی ولوو ( IAQS ) مرکب از یک فیلتر و یک سنسور می باشد. این فیلتر اشباع شده به وسیله کربن فعال است که ذرات معلق در هوا از جمله گرده گل ها و درختان را از هوای ورودی جذب می کند. این سنسور میزان وجود عناصری همچون اکسید نیتروژن، منواکسیدکربن و هیدروکربن های موجود در هوای داخل کابین را اندازه گرفته و در صورت غلظت بیش از اندازه آن ها، دریچه های ورود هوا را به طور خودکار مصدود می کند.
پاک شدن آسان داخل کابین:
به گفته مدیر این پروژه، همکاری نزدیک ولوو با انجمن آسم و آلرژی باعث شد تا کمپانی خیلی بهتر به مشکلات و نیازهای مشتریان پی ببرد که ساده ترین مثال این موضوع انباشتگی گرد و غبار در کابین است. این مشکل بسیار از آن چیزی بود که در ابتدای پروژه به نظر می رسید به همین دلیل کمپانی این پکیج را به گونه ای طراحی کرد که به آسانی تمیز شود. علاوه بر این کمپانی مواد اولیه مصنوعی استفاده شده برای پوشش داخلی کابین را نیز در ایجاد آلودگی دخیل دانسته و به جای استفاده از الیاف نخی و منسوجات برای کفپوش کابین از لاستیک طبیعی تست شده برای آلرژی، برای هر دو قسمت مسافر و بار را پیشنهاد کرده است .
کابین تمیز در تمامی ولووها:
پکیج پاکسازی هوای درون کابین که انجمن آسم و آلرژی سوئد آن را پیشنهاد کرده بود به زودی به عنوان یک آپشن برای مدل S80 موجود خواهد بود و در اتومبیل های دیگر هم نصب خواهد شد.
با توجه به آلودگی روز به روز هوا در شهرهای بزرگ، ضرورت وجود این چنین سیستم هایی در درون خودرو برای آن دسته از مردم که از بیماری های تنفسی رنج می برند نمایان می گردد.
نظر یادتون نره!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 1:42  توسط آرش و علی
|
Kompressor فقط مختص خودروهای مرسدس بنز نيست ، بلکه آلمانها سيستم Supercharger را Kompressor می نامند ؛ از اينرو Kompressor که لغت آلمانی همان Compressor است ، در اصل چيزی جز يک سوپرشارژر نيست.

اما از آنجا که کمتر کسی از اختلاف بين سيستمهای سوپرشارژر و توربوشارژر ( توربوشارژر نيز در اصل "توربين-سوپرشارژر" است که نام توربوشارژر را به خود گرفته است ) ، که هر دو باعث ارتقا قدرت موتور می گردند ، اطلاع دارد ؛ لذا در اين مبحث سعی خواهد شد هر دو را به صورت مقايسه ای به طور مختصر بررسی نماييم.
هيچ يک از اين دو سيستم ، جديد محسوب نمی شوند و سالها پيش اختراع شده اند و هر يک معايب و کاستيهای خود را دارا بوده اند که آنچه هم اينک در خودروها مورد استفاده قرار ميگيرد ، اصلاح شده آن سيستم های قديمی است .
هر دو سيستم سوپرشارژر و توربوشارژر با فشرده سازی هوای ورودی به سيلندرها ؛ باعث می شوند سوخت بيشتری به داخل سيلندر کشيده شده و در نتيجه قدرت و توان بيشتری از انفجار در هر سيلندر بدست آيد و به اصطلاح ساده تر می توان از يک موتور ، بدون تغيير در اجزای آن و فقط با افزودن يکی از اين دو سيستم ، قدرت بيشتری را از خودرو گرفت . اين امر خصوصا در کشورهايی که ماليات خودرو براساس حجم موتور اخذ می گردد از استقبال بالايی برخوردار گشته ، چرا که مثلا با خريد يک مرسدس C200 Kompressor يا A200 Turbo می توان قدرتی در حد يک موتور ۲۳۰۰ سی سی بدست آورد ، در حالی که خودرو ، موتوری ۲۰۰۰ سی سی دارد .
در حاليکه فشار اتمسفر در سطح دريا برابر ۷/۱۴ Psi است ، توربو /سوپر شارژرها قابليت فشردن هوا بين ۶ تا ۹ psi بيشتر و رسيدن به عدد ۲۴ Psi را دارا هستند . از اينرو انتظار می رود افزايش تقريبا ۵۰ درصدی مقدار هوای ورودی با افزودن مقدار درستی از سوخت ، ۵۰ درصد قدرت بيشتر را بدست آورد ، که عملا بدليل کاملا بهينه نبودن اين دو سيستم افزايش قدرت۳۰ تا ۴۰ درصد بيشتر نيست .
اما اختلاف بين سوپر شارژر و توربوشارژر در تامين کننده نيروی آنهاست ، نيرويی که با به چرخش در آوردن کمپرسور مربوطه باعث چرخش و مکش سريع هوا به داخل منيفولد می گردد . در سوپرشارژر اين نيرو از طريق يک تسمه ( مانند مرسدسها ) ، زنجير و يا چرخ دنده مستقيما از موتور ( معمولا ميل لنگ ) گرفته ميشود ( سوپرشارژها بر دو گونه positive displacement و سانتریفيوژ می باشند که نوع سانتريفيوژ در خودروهای امروزی کاربرد داشته و نوع ديگر از مبحث ما خارج است ) اما در توربوشارژر اين نيرو از طريق دود خروجی اگزوز بدست می آيد و نيروی فشاری دود ، باعث چرخش توربينی که در مسير اگزوز قرار گرفته شده ، اين توربين نيروی چرخشی خود را با يک ميله بصورت مستقيم به يک توربين ديگر که در مسير هوای خارج قرار گرفته منتقل نموده و چرخش پروانه های آن باعث مکش هوا به درون سيستم احتراق می گردد .
معايب ، محاسن و سير تکاملی توربوشارژرها :
نظرات مختلفی در مورد اين دو سيستم و بهينه بودن هر يک موجود است ؛ برخی بر اين باورند که توربوشارژر بدليل استفاده از دود اگزوز که يک انرژی هدر رفته محسوب ميشود ، نسبت به سوپرشارژر که نيروی خود را از موتور خودرو می گيرد و خود باعث کاهش قدرت موتور می شود بهتر عمل می نمايد . اما از طرفی ديگر وجود يک توربين درون اگزوز خود باعث ايجاد فشار در تخليه دود موتور می گردد و از سوی ديگر نيز بدليل کم بودن فشار گازهای خروجی از اگزوز در دورهای پايين موتور ، عملا توربوشارژر در دورهای پايين کارايی نداشته و تنها در دورهای بالای موتور کارايی دارد ، اين مورد که باعث ايجاد تاخير از زمان فشردن پدال تا بکار افتادن توربوشارژر می گردد را Turbo lag يا کاستی قدرت می نامند ، البته اين مورد با استفاده از دو توربين در خودروهايی از تويوتا ، مزدا ، سوبارو ، مزراتی ، بی ام و ، آئودی و مرسدس که از اين نوع توربوشارژر استفاده می نمايند تا حد زيادی حل شده است ، مشکل ديگر در مواردی است که کمپرسور توربو دارای سايز کوچکی باشد ؛ گرمای پروانه درون اگزوز به قسمت هوای ورودی منتقل شده و باعث گرم شدن بيشتر هوا می گردد ( فشرده شدن هوا خود نيز باعث افزايش حرارت ان می گردد ) ، از آنجائيکه هوای خنک برای سوختن در خودرو مناسبتر می باشد ؛ لذا استفاده از يک Intercooler در اين سيستمها بسيار ضروری است که البته در سوپرشارژها نيز قبل از ورود هوا به سيلندرها از اينترکولر استفاده ميشود . اما درگذشته عملا توربوشارژر بيشتر برای خودروهای ديزلی استفاده می شد ، و در مورد موتورهای بنزينی تنها در خودروهايی از پورشه ، ساب و خودروهای مسابقه ای مورد استفاده قرار می گرفت اما با يشرفت علم و تغييرات جديد در اين سيستم که برخی از آن در بالا ذکر گرديد ، اکثر خودروسازان در سالهای اخير برای موتورهای بنزينی خود به اين سيستم رو آورده اند ، از آن جمله به نظر ميرسد رويکرد جديد مرسدس نيز به استفاده از توربوشارژرها باشد ؛ چرا که در ليست موتور مدلهای سری A و B جديد اين کمپانی موتورهای بنزينی 200 Turbo خودنمايی می کنند و خبری از مدلهای سوپرشارژ يا همان کمپرسور نيست .

معايب ، محاسن و سير تکاملی سوپرشارژرها ( Kompressors ) :
اما در مقابل ، سوپرشارژر که چند سالی است در کلاسهای C ، E ، SLR و SLK مرسدس و همچنين مينی کوپرها ( بدليل مالکيت بی ام و بر کمپانی مينی ، طراحی موتورهای اين خودرو بوسيله بی ام و انجام ميگيرد ) ديده می شود ، بدليل تامين نيروی چرخنده ، از موتور ، در هر لحظه با فشردن پدال در هر دور موتوری قدرت لازم را به شما ارائه مينمايد . اما حسن بالا در انواع قديمی عيب نيز محسوب می شد ، بدين صورت که اين سيستم همواره و در هر حالتی ، حتی زمانی که خودرو سلو ، کار ميکرد يا با سرعت بسيار کمی رانندگی می شد و نيازی به فعال بودن سوپرشارژر نبود نيز ، فعال بود . که البته اين مشکل در سالهای اخير توسط مرسدس و با افزودن يک هرزگرد در پولی کمپرسور حل گرديد. مبحث کاهش قدرت موتور بخاطر تامين نيروی کمپرسور سوپرشارز نيز ( مانند کاهش قدرت موتور توسط کولر ) صحيح است ، اما قدرتی که این سيستم توليد می کند به مراتب بيشتر از نيرويی است که از موتور می گيرد ، يا به اصطلاح هدر می دهد .به هرشکل مشکلات اين دو سيستم طی ساليان گذشته در حال برطرف شدن است ، اما به نظر می رسد آينده از آن سيستمهايی باشد که نيروی توربين خود را به صورت الکتريکی تامين می نمايند . اين سيستمها با همان نام سوپرشارژر هم اينک جهت تيونينگ خودروها بکار برده می شوند . اما شرکتهای خودروساز هنوز اين سيستمها را به طور رسمی و انبوه ، بجز موارد نادر ، بکار نبرده اند
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 0:57  توسط آرش و علی
|
بدون شک تمام رانندگان هنگام حرکت به صورت دنده عقب نگران قسمت انتهایی اتومبیل خود هستند چون در صورت تصادف با موانع محکم یا موجودات زنده گاه خسارت غیر قابل جبرانی به وجود می آید.
به همین دلیل سازدنگان خودرو و لوازم جانبی اقدام به ساخت وسایل هشدار دهنده در هنگام حرکت دنده عقب کرده اند.
این وسایل در کشور ما به دو صورت سنسور هشدار دهنده فاصله یا نصب دوربین در قسمت عقبی ماشین به رانندگان ارائه میشوند.دوربینهای مدار بسته درقسمت عقب ماشین نصب میشوند و راننده تصاویر ارسالی را در مونیتور ال سی دی که معمولآ روی آفتابگیر سرنشین کناری یا مونیتور روی داشتبورد تعبیه شده مشاهده می کند.
به طور کلی سیستمهای دوربین مدار بسته بیشتر در ماشینهای سنگین مانند اتوبوس کارایی دارند.در مورد این سیستم شایان ذکر است اولا نصب مونیتور در خودرو به وسیله نیروی انتظامی ممنوع شده و دارای جریمه نسبتا زیادی است.
نکته دوم حساس بودن دوربینها نصبت به ضربه و رطوبت است که در صورت تصادف قسمت عقب خودرو این دوربینها صدمات جدی میبینند در ضمن زاویه دید آنها محدود بوده و در شب کارایی لازم رو ندارند.در ضمن در صورت کثیف بودن اتومبیل لنز آنها نیز پوشیده شده و دیدشان کور میشود.
اما هشدار دهندهای دنده عقب در مدل دو_سه و چهار سنسور عرضه میشوند که تعداد این سنسورها به نسبت عرض خودرو انتخاب میشوند.سنسورهای دنده عقب به تازگی به طور فابریک در اتومبیل های سمند ال ایکس و پزو پارس ای ال ایکس نصب شده اند و پنج الی شش مدل مختلف دیگر نیز به وسیله مراکز اسپرت کردن خودروها روی اتومبیلها نصب میشوند و میتوان این سیستمها را روی تمامی اتومبیلها نصب کرد.این سنسورها دارای یک آزیر کوچک و یک دستگاه نمایشگر فاصله هستند که معمولآ روی قای پشت فرمان یا زیر آیینه نصب می شوند که دارای دو ردیف چراغ برای قسمت چپ و راست اتومبیل بوده و یک شماره انداز در قسمت وسط آن تعبیه شده که فاصله مانع را تا مسیر عقب نشان میدهد. این سنسورها میتواند توکار یا روکار باشد برای نصب توکار آنها باید سوراخی دایره شکل به قطر 2سانتی متر روی سپر ایجاد شود و این سنسورها داخل این سوراخها قرار میگیرند.سنسورهای دنده عقب معمولا فواصل بین حداکثر 2متر تا حداقل 20سانتی متر را به راننده اعلام میکنندحداکثر قاصله میتواند تا 20سانتی متر در سنسورها مختف متغیر باشد.مثلآ بیم 2.2 تا 1.80 ولی حداقل فاصله معمولا بین 20 الی 30 سانتی متر است.
عملکرد این سیستم ها به گونه ای است که هنگام دنده عقب رفتین اتومبیل به وسیله ولتاژ 12 چراغ دنده عقب فعال شده پس در هنگام رسیدن به فاصله معین(برای حداکثر)مثلا 2متری شروع به صدا کرده و هرچه فاصله کمتر شود سرعت صدا بیشتر میشود و نمایشگر اعداد فاصله سپر عقب تا مانع را نشان میدهد و درهنگام رسیدن به فاصله حداقل بوق ممتد میزند و فواصل کمتر از حدا اقل را روی نمایشگر به صورت خط تیره نشان میدهد.
نکته قابل ذکر این است که صورتی که اتومبیل به صورت کج دنده عقب برود(مانند هنگام پارک دوبله بین دو خودرو)نمایشگر فاصله نزدیک ترین سمت اتومبیل را به مانع نمایش میدهد و چراغهای سمت چپ و یا راست نمایشگر که کمترین فاصله را با مانع دارند روشن شده و به راننده نشان میدهند کدام قسمت خودرو به مانع نزدیک است.
این سنسورها با رنگهای مختلف مشکی و سفید و طوسی عرضه میشوند.
فواصل نصب سنسورها در سپر باید مطابق دفنرچه آن تنظیم باشد و در ارتفاع مناسب هم از زمین باشد تا همجا رو در نظر بگیرد.
در ضمن لازم به ذکر است که نصب این سنسورها روی اتومبیلهای دارای بی اس آی مانند پژو 206 و زانتیا هیچ مشکلی ندارند و برای قسمت بی اس آی اتومبیل ضرری ندارند.
امیدوارم که طبق معمول نصب این دستگاه(ماننده دزدگیر)بهانه ای برای فرار از گارانتی برای سازندگان داخلی خودروها ایجاد نکند
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 0:43  توسط آرش و علی
|