تبليغاتX
.::CAR1::.

.::CAR1::.

مجله اختصاصی اینترنتی اتومبیل

اصول رانندگي با اتومبيلهاي ديفرنسيال جلو ( FWD )

پيشگفتار
اتومبيل Saab 9.3 در پيست Mosport در نزديكي شهر تورنتوي كانادا ‌، سكوت دل انگيز يك غروب پائيزي را بر هم زد . هر كسي كه در آن لحظه در كنار مسير پيست ايستاده بود ، بي اختيار سرش را بسوي آن صداي عجيب برگرداند .
صدايي توام با قدرت ولي غريب !؟
هر عاشق اتومبيلي مي توانست بگويد كه اين صدا تركيبي از فرياد تمام اجزاي اتومبيل است . چرخهاي جلو بر آسفالت قديمي مسير چنگ مي زد . لاستيكهاي عقب به سختي وزن اتومبيل را بر روي ديواره هاي خود حفظ مي كردند. ديسك هاي ترمز جلو ،‌ از شدت فشار وارده سرخ شده و دايره اي از آتش را در ميان رينگ هاي O.Z منيزيومي به وجود آورده بودند . و اما اين تمام ماجرا نبود ...
در اين ميان صداي غريب ناله يك موتور 2.3 ليتري توربو شارژ كه با 16 چكش بر روي سوپاپ هاي خود مي كوبيد ‌، غريبي مي كرد .
صدايي كه شنان دهنده عجز و ناله 230 اسب بخار در 6300 دور در دقيقه بود .
همه حاضران به دنبال اتومبيل ديگري در مسير مي گشتند. راننده اي كه در ورود به پيچ ‌، برعكس ديگران گاز مي داد و آن هم به گونه اي كه دل هر ميكانيكي به حال تك تك اجزاي موتور آن اتومبيل مي سوخت . ولي فقط يكي ‌، و ديگر هيچ !!؟
فقط يك اتومبيل در اين مسير بود و آن هم اتومبيلي كه از شدت فشار وارد بر ترمز ‌، ديسك هاي جلوي آن سرخ گشته بود .
پس آن صداي اگزوز ... ؟!!
ولي چطور ممكن است ؟

مقدمه
رانندگي يكي از هنرهايي است كه هر فرد در يك دوره سني به يادگيري آن مي پردازد و بعد از مدتي با تمرين و كسب تجربه موفق به فراگيري آن مي گردد ‌، و البته هستند كساني كه بعد از مدتي رانندگي احساس تبحر خاصي مي نمايند ‌، ولي در اينجا من به شما ثابت خواهم كرد بسياري از اشخاصي كه ادعا مي كنند رانندگان حرفه اي هستند ‌، در واقع چيزي از رانندگي با اتومبيلهاي ديفرنسيل جلو ( كه موضوع مورد بحث ما در اين متن مي باشد ) نمي دانند و شما مي توانيد اين موضوع را با طرح يك سوال از آنها متوجه شويد.

در صورت از دست دادن چسبندگي جلوي اتومبيل در پيچ چه بايد كرد ؟
آيا جواب آنها يكي از سه سوال زير است ؟
1 ـ گاز مي دهيم .
2 ـ ترمز مي كنيم .
3 ـ گاز را ول مي كنيم.
هر يك از سه سوال بالا به نوبت نشان دهنده كم تجربگي راننده هستند . و اما جواب صحيح سوال را در اين مقاله بطور كامل به عرض خواهم رساند .

روش صحيح رانندگي با اتومبيلهاي ديفرنسيل جلو:
تغيير جهت در مسير حركت با پا و سريع تر رفتن بوسيله فشار بر پدال ترمز همراه با سر خوردن پشت اتومبيل . ( over steer ) .
ابتدا لازم مي دانم كه دو كلمه اصلي در كنترل اتومبيل را براي شما شرح دهم
Over Steer : زماني كه در پيچ قسمت عقب اتومبيل چسبندگي خود را به مسير حركت از دست دهد .
Under Steer : زماني كه در پيچ قسمت جلوي اتومبيل چسبندگي خود را به مسير حركت از دست دهد .
زماني كه اتومبيل شما دچار Under Steer مي شود ‌، مي دانيد اگر پدال گاز را فشار دهيد چه اتفاقي خواهد افتاد؟
تمام قدرت موتور باعث سر خوردن بيشتر چرخ جلو شده و شما را به سمت بيرون مسير و گاردريل خواهد راند و در اينجا كاري از دست كساني كه شما را دوست مي دارند برنخواهد آمد جز دعا كردن .
گاز دادن در اين نوع اتومبيلها در زمان سرخوردن محور جلو ،‌‌شما را بيشتر دچار مشكل خواهد كرد . در اينجا من به شما خواهم گفت كه چگونه مي توانيد 10 ها متر ديرتر از دوستان خود ترمز كنيد و دوستان خود را از شنيدن صداي اگزوز اتومبيل خود متحير سازيد و اين در حالي است كه چراغ ترمز شما نيز روشن است . بله درست متوجه شده ايد ‌، شما هم گاز مي دهيد و هم ترمز مي كنيد . اما چگونه؟
اگر شما قبلاً‌ اين روش را آزمايش كرده باشيد حتما‌ً مي دانيد كه اين كار فقط باعث سر خوردن مستقيم اتومبيل به بيرون خواهد شد و نه چيز ديگر .
در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه چگونه قهرمانان و رانندگان مسابقات اتومبيلراني با نشان دادن چراغ روشن ترمز و غرش اگزوز ‌، اتومبيلهاي پشت سر خود را به حيرت وا مي دارند ؟
در همين جا لازم مي دانم بگويم ادامه اين مطلب و اجراي آن احتياج به كنترل كامل راننده ، دقت عمل ‌، تجربه كافي و هوشياري در زمان آموختن دارد .
در ضمن براي يادگيري اين روش نياز به صرف هزينه هاي گزافي مي باشد چون اگر شما بعد از خراب كردن يك دست لاستيك  يك دست پولوس چگونگي رانندگي با ديفرنسيال جلو را ياد گرفتيد ‌، اين بار نوبت موتور ‌، ترمزها ‌، چرخها و گيربكس ماشين مي باشد .
اگر شما هنوز مايل به شنيدن مابقي مطالب هستيد ‌، بايد بگويم كه شما دچار جنون رانندگي هستيد يا به شما هم  سرايت كرده است ولي بدانيد در حال حاضر من ديگر اقدام به چنين كاري نخواهم كرد . حتي اگر چند ثانيه از لپ تايم من بكاهد .
من به شما توصيه مي كنم كه اگر اتومبيل خوب و سريعي داريد و بر روي اسفالت خشك رانندگي مي كنيد ‌، روش قديم را پيش بگيريد و اين روش را فقط در مسيرهاي ليز و سر مانند هواي باراني ‌، برفي و يا زمينهاي گلي استفاده كنيد .
چون استفاده از اين روش برروي اسفالت كار بسياي سخت و دقيقست و نتيجه آن فقط 10متر جلوتر افتادن در ورود به پيچ و 10متر در خروج از پيچ از حريف مي باشد كه اين كار را با يك تغيير در موتور اتومبيل خود مي توانيد انجام دهيد .
و اما در ادامه براي علاقمندان به جنون رانندگي بايد بگويم ‌، بهترين راه براي شروع تمرين اين روش ‌، استفاده از مسيرهاي پر پيچ و خم و ليز مانند اسفالت خيس يامسير خاكي است اما مسير خاكي 10ها بار ساده تر از مسير خيس بر روي اسفالت است براي همين است اگر شما خود را راننده خوبي مي دانيد ‌، از اسفالت خيس استفاده كنيد .
مشكل در زمان ورود به پيچ هنگامي آغاز مي شود كه شما سه انتخاب براي ورود به پيچ را دارا هستيد :
1 ـ زود ترمز كنيد و با سرعت زير ليميت ( Limit ) مجاز وارد پيچ شويد و با احتياط پيچ را طي كنيد .
2 ـ با معكوس و دنده پر و به اصطلاح با سر وارد پيچ شويد . كه اين كار باعث understeer به مقدا زياد و سر خردن شما به بيرون مسير مي شود .
3 ـ پيچ را از بيرون گرفته ودر مدخل مسير بعد از فرمان و انتقال وزن اتومبيل به عقب آن ترمز كنيد . كه اين كار هم باعث سرخوردن ناگهاني ته اتومبيل مي شود و به راحتي باعث spin كردن شما در مسير مي گردد .
پس اگر شما بتوانيد به روش دوم جوري وارد پيچ شويد كه هم دير ترمز كنيد و هم از هر نقطه قادر به ورود به پيچ باشيد و هم مشكل سرخوردن اتومبيل را حل كنيد . به كمال رانندگي با اتومبيل ديفرنسيال جلو رسيده ايد . حتماً‌ شما از خودتان مي پرسيد كه چرا ترمز كردن همانگونه كه در ابتدا مطلب به عرض رساندم به سريع تر رفتن كمك مي كند و چطور اين كار باعث سريع تر پيچيدن اتومبيل مي شود ؟
جواب اين سوال را خواهم داد :
مشكل اصلي در اتومبيل ديف جلو سرخوردن جلوي آن است understeer .
بيشتر درصد وزن و تمام قدرت جلو برنده مستقيم به چرخ جلو منتقل مي شود . اگر اتومبيل شما دچار understeer شود و شما گاز بدهيد . بيشتر سر خواهد خورد اين اولين چيزي است كه هر كسي در مورد ديف جلو مي آموزد ( گاز بيشتر پوش بيشتر ) ولي براي سريع تر رفتن شما به قدرت پيش برنده احتياج داريد ودر عين حال استفاده از قدرت موتور در پيچ باعث underteer مي شود پس چه بايد كرد ؟
اول از همه در خاطر داشته باشيد كه در صورت سر خوردن اتومبيل گاز ندهيد. البته اگر اتومبيل شما چسبندگي هر 4 چرخ را از دست بدهد و پشت اتومبيل شروع به سرخوردن كند اين كار كمك مي كند اما توصيه من در اين حالت هم بازي با گاز و گازدادن بْره بْره است و نه تخته گاز رفتن . چون با اين كار شما نه تنها چسبندگي پشت اتومبيل را به دست نمي آوريد بلكه چسبندگي جلوي آن را نيز از دست مي دهيد .
و اتومبيل شما به طور غيرقابل كنترلي گيج مي شود .
در اين حالت شما بايد گاز را ول كنيد كه اين كا باعث ايجاد چسبندگي در جلوي اتومبيل مي شود . اما اين روش قديمي ترين و ساده ترين روش پيچيده است و در اكثر موارد اگر شما از حد چسبندگي چرخ ها فراتر رويد جبران آن براي شما با از دست دادن زمان زيادي در مسير و از دست دادن سرعت همراه است .
رانندگي Racing و رالي و حتي رانندگي سريع شهري احتياج به روش بسيار پيچيده تر و دقت و همراهي كار دست و پا با هم دارد و يكي از اين روش ها ترمز با پاي چپ است .

ترمز با پاي چپ يا left foot braking
اكثر اشخاص در زمان يادگيري رانندگي از پاي راست براي گاز و ترمز و از پاي چپ فقط براي كلاج گرفتن استفاده مي كنند پدال گاز بسيار نرم تر از پدال كلاج است و حركت دادن پدال گاز احتياج به دقت بيشتري دارد براي همين ذهنيت اشخاص و تجربه اي كه كنترل پاي آنها را از مغز صادر مي كند حركت پاي راست را آرام و با آرامش و پاي چپ را سريع و با قدرت هدايت مي كند چون شما در استفاده از پدال گاز از فشار زياد پا استفاده نمي كنيد مي توانيد به صورت ارادي فشار آن را بر روي پدال ترمز اضافه كنيد اما در مورد پاي چپ و پدال كلاج موضوع بر عكس است و كساني كه مي خواهند روش L.f.b را ياد بگيرند ابتدا دچار مشكل نداشتن كنترل بر روي ترمز و فشار وارده بر آن و به قول معروف كله كردن اتومبيل و قفل كردن چرخ هاي جلو مي شوند .
و در خيلي از موارد سعي در آموختن اين روش نه تنها كمكي نمي كند بلكه باعث فراموش كردن تجربه قديمي در كنترل كلاج و ترمز مي شود و نوعي در هم ريختگي ذهني در راننده ايجاد مي كند .
و اما خواص اين روش : اول جلوگيري از هدر رفتن زمان و سريع تر كردن عكس العمل در زمان ترمزگيري است چون در زماني كه شما پا را از روي پدال گاز برمي داريد و بر روي پدال ترمز مي گذاريد در اين مدت هيچ
اتفاقي نمي افتد و مدت زماني كه براي اين كار صرف مي شود بسيار بيشتر از زماني است كه شما با پاي چپ پدال ترمز را فشار مي دهيد . چون در اين روش شما هر يك از پاهاي خود را دقيقاً براي يك كار استفاده مي كنيد پس مغز شما مي تواند به جاي توجه به موضوع نقطه استقرار پاي شما فقط به عكس العمل سريع و عمل كرد صحيح آن توجه كند در اين حالت هيچ زماني تلف نمي شود و هيچ لحظه اي بي استفاده نمي ماند .
اما اين روش در رده هاي مختلف و براي منظورهاي مختلف در طي سالها توسط رانندگان استفاده مي شده است .
رانندگان حرفه اي در رالي ‌، رانندگان مسابقات امريك اورال American oval Racing رانندگان جوان كارت و حتي رانندگان تاكسي هاي خراب و قديمي از اين روش استفاده مي كنند ولي فرق بزرگي ميان آنها است شما هم مي توانيد خود را دسته بندي كنيد و هدف خود را از LFB انتخاب كنيد .
هدف ما از اين روش ايجاد امكان كنترل بيشتر اتومبيل ديف جلو و جلوگيري از مشكل سر خوردن جلوي آن در زماني است كه دچار under steer مي شود .
براي درك اين موضوع و فهميدن بهتر اين روش دانستن چند نكته لازم است : اول بايد اين نكته را بدانيد كه تاير اتومبيل بيشترين حالت چسبندگي را زماني ايجاد مي كند كه به صورت آزاد بچرخد يعني نه در ترمزگيري و نه در سرعت گيري . ( البته اين نكته صددرصد درست نمي باشد و توضيح آن بسيار پيچيده و دقيق است و لازم به محدوده بازتري براي توضيح و اثبات با روش هاي فيزيكي دارد اما اين مقدار دانستن براي ما در اين محدوده از آموزش كاملاً كافي مي باشد ) اگر شما در زمان پيچيدن در حالت آزاد ( يا به قول معروف در حالت خلاص ) از تايرها بخواهيد شتاب بگيرند و يا ترمز كنند اين كار انجام مي شود ولي در عين حال باعث از دست دادن چسبندگي و كم شدن نيروي پيچش در آنها مي شويد و هر چه شما سعي در بيشتر كردن ترمزگيري يا شتاب گيري كنيد اين كار باعث از دست دادن بيشتر چسبندگي و نيروي پيچش مي شود و اين دليل اصلي وجود      understeer در اتومبيل هاي ديف جلو است .
تايرهاي جلوي اتومبيل به خودي خود در حال حمل مقدار زيادي از وزن اتومبيل هستند و به نسبت تايرهاي عقب اضافه بار شده اند و تحت فشار زيادي هستند و وقتي شما از آنها مي خواهيد تا حركتي را به زمين منتقل كنند آنها تمايل كمتري به اين كار نشان مي دهند مخصوصاً در پيچ ها . در همين زمان چرخ هاي عقب هيچ قدرتي را به زمين منتقل نمي كنند و در ضمن وزن كمتري بر روي آنها گذارده شده است و به همين دليل در پيچ آنها توان ايجاد چسبندگي بيشتري را به زمين و مسير حركت دارا هستند در نتيجه در زمان اعمال فشار بيش از حد بر روي اتومبيل و پيچيدن بر روي ميزان حداكثر توان پيچشي تايرها ‌، چرخ هاي عقب مي چسبند و چرخهاي جلو سر مي خورند و اين يعني under steer .
روش صحيح :
روشي كه به شما توصيه مي كنم استفاده از ترمز و گاز به طور همزمان مي باشد و شما زماني قادر به انجام اين كار مي باشيد كه هر يك از پاهاي خود را براي كار جداگانه اي در نظر بگيريد و هر يك از پدالها را با يكي از پاهاي خودروكنترل كنيد و اينجا يك مشكل كوچك وجود دارد و آن اين است كه ماشين هاي معمولي 3 پدال دارند ولي شما 2 پا داريد پس يكي از پدالها بايد در اكثر موارد بيكار بماند و من پدال كلاج را كم مصرف ترين مي دانم پس تا اينجا روش به اين صورت است كه پاي چپ بعد از تعويض دنده ها بر روي پدال ترمز قرار گيرد و آماده عكس العمل باشد و پاي راست بر روي گاز در اين حالت گاهي اوقات شما احتياج به استفاده از هر سه پدال در يك لحظه داريد مخصوصاً‌ در زمان ترمز گرفتن از سرعت هاي بالا به سرعت هاي پايين يا در هر لحظه اي كه لازم به دادن حداقل 2 معكوس گيربكس باشد در اين مورد از روش قديمي و آسان يعني Hill and toe استفاده مي كنيم كه تمام رانندگان مسابقه اي با آن آشنايي دارند ولي براي كساني كه در اين زمينه اطلاعي ندارند در ادامه مطلب توضيح داده خواهد شد .

روش Hill and toe :
يا ( پنجه پاشنه ) اين روش در زماني لازم مي شود كه شما از پاي چپ خود براي فشار دادن پدال كلاج استفاده مي كنيد در ترمزگيري هاي سريع و شديد براي ورود به پيچ شما احتياج به روش Hill and toe داريد چون تعويض ساده دنده باعث دادن شوك به محور گردنده و قفل چرخهاي آن مي شود كه در اتومبيل ديف عقب Over steer و در اتومبيل هاي ديف جلو under steer ايجاد مي كند .
و حالا در اينجا لازم مي دانم كه نكته اي را به عرض برسانم :
هر كاري كه باعث تغيير سرعت در اتومبيل شود شتاب ناميده مي شود چه ترمز گرفتن و چه گاز دادن . ( ترمز به عنوان شتاب منفي و يا معكوس و گاز به عنوان شتاب مثبت به حساب مي آيد ) و همان گونه كه گفته شد هر گونه شتاب گيري باعث كم كردن چسبندگي تايرها بر مسير حركت مي شود و بهترين روش براي پيچيدن زماني است كه اتومبيل خود را در هر دو محور جلو و عقب از دست ندهد و از طرفي اگر شما از سرعت كمتري استفاده كنيد تا جلوي اين كار گرفته شود اين احتمال وجود دارد كه شخص رقيب با سرعت بالاتري بدون از دست دادن traction مسير را طي كند در اين حالت شما بايد خود را بازنده بدانيد .
نقاط ترمزگيري و شتاب گيري در عبور از پيچ تعيين كننده سرعت ورود و خروج از پيچ هستند و كسي بهترين زمان را داراست كه اتومبيل او از لحظه ترمزگيري بر روي بيشترين فشار ممكن بر تايرها مسير را طي كند يا به عبارتي در تمام لحظه ها اتومبيل ماكسيسم توان چه از نظر ترمز و چه از نظر گاز باشد و فرق بين رانندگان در اين لحظه معلوم مي گردد . به بيشترين و سريعترين سرعتي كه يك اتومبيل چه در ترمزگيري و چه در شتاب گيري مي تواند در يك مسير داشته باشد Limit يا حدوده آن اتومبيل گفته مي شود و راننده خوب كسي است كه اتومبيل او در تمام لحظات بر روي مرز Limit آن باشد زير Limit يعني از دست دادن بي دليل زمان و بالاي آن يعني سرخوردن اتومبيل و كند شدن آن و در نتيجه از دست دادن زمان .
لازم به ذكر است كه شتاب مثبت يا گاز دادن در هيچ اتومبيلي حتي در اتومبيل هاي super sport به اندازه شتاب آنها در ترمزگيري نمي باشد يعني اگر يك اتومبيل در ترمز گيري به عنوان مثال : براي رسيدن از سرعت 100 كيلومتر به 0 احتياج به 3 ثانيه زمان دارد براي رسيدن به 0 به 100 كيلومتر در همان شرايط به زمان بيشتري نياز دارد ( به عنوان مثال 7 ثانيه ) پس فشار وارده بر تايرها در ترمزگيري بسيار بيشتر از زمان گاز دادن است . زاويه ورود به پيچ يا كرب آن را شتاب اتومبيل شما تعيين مي كند. يعني اگر شما شتاب بيشتري بر تايرها وارد كنيد زاويه لازم براي پيچش زياد و اگر شتاب كمتري بر آنها وارد كنيد زاويه پيچش كم مي شود .

Racing Line
در اصول رانندگي به صورت تئوري آمده است كه اتومبيل شما بايد از خارج ترين نقطه پيچ وارد شود و در طي مسير نقطه مركزي داخل پيچ را كه به Apex مشهور است با هر دو چرخ جلو و عقب لمس كند و مجدداً‌ اين مسير تا خارج ترين نقطه پيچ ادامه پيدا مي كند اما اين در تئوريست نه در واقعيت در واقعيت اتومبيل ها به سه دسته تقسيم مي شوند :
1 ـ پر قدرت 2 ـ متوسط 3 ـ ضعيف ( اين دسته بندي به مسير حركت نسبي است ) .
اتومبيل پرقدرت اتومبيليست كه در زمان لمس نقطه Apex در زمان گاز دادن چرخ متحرك در اثر قدرت زياد موتور چسبندگي خود را كاملاً‌ از دست بدهد ‌، در اين حالت شما مجبور به تغيير نقطه Apex به دورتر  هستيد به اين معني كه بعد از طي مسافت بيشتري از مسير پيچش به سمت داخل پيچ نزديك مي شويد و Apex شما در نيمه خروجي پيچ واقع مي شود و آنقدر آن را دور مي بريد تا چرخ متحرك بر روي Limit خود شتاب گيري كند .
اتومبيل متوسط اتومبيليست كه در خروج از پيچ و لمس نقطه Apex بر روي Limit خود قرار داشته باشد در اين حالت مسير شما مسير ساده و عادي است به طوري كه زاويه ورود و خروج با هم برابرند .
و اما اتومبيل ضعيف اتومبيليست كه در زمان خروج قدرت كافي براي شتاب گيري ندارد و در واقع در نيمه خروجي پيچ Limit پيچش خود نمي رسد در اين حالت شما مجبور به انتقال نقطه Apex به نزديك تر هستيد به اين صورت كه دير ترمز مي كنيد و زاويه ورود شما بازتر از زاويه خروج شماست در نتيجه چرخ هاي داخلي نقطه Apex يا مسير داخلي پيچ را زودتر لمس مي كنند و اين نقطه آنقدر نزديك مي شود تا اتومبيل در زمان خروج به سرعت Limit خود نزديك شود.
ولي من به شما توصيه مي كنم تا اين نقطه كمي قبل از Limit قرار گيرد تا در صورت اشتباه راننده قابل جبران باشد در غير اينصورت با كوچكترين اشتباه شما سرعت زيادي را از دست مي دهيد كه جبران ناپذير است .
اين دسته بندي كاملاً‌ نسبي است و شما بايد بر مبناي پيچ مورد نظر و سختي پيچش ومسير حركت اتومبيل خود را دسته بندي كنيد و در يك پيست ممكن است اتومبيل شما در هر سه گروه قرار گيرد پس هميشه موقعيت و مسير حركت را با اتومبيل خود بسنجيد و تصميم صحيح را بگيريد .
اين پيش زمينه اي بود براي دليل لزوم استفاده از روش قديمي Hill and toe در ترمزگيري .
ترمزگيري در اتومبيل باعث ايجاد اصطحكاك ما بين لنت و ديسك ترمز مي شود و هر اصطحكاكي ايجاد گرما مي كند گرما در ترمز هر چه بيشتر باشد باعث كمتر شدن قابليت ترمزگيري مي شود چون جنس ماده تشكيل دهنده لنت هاي عادي در دماي بالاي 600 درجه سانتي گراد ذوب مي شود و پس از خنك شدن تشكيل سطحي شيشه اي بر روي لنت مي كند كه اين سطح اصطحكاك كمتري با ديسك ترمز ايجاد مي كند و همين امر باعث كاهش قابليت ترمزگيري مي شود .
در نتيجه به نفع شماست كه نگذاريد ترمز شما در طول مسابقه داغ شود و اين كار را مي توانيد با كمك گرفتن از دنده معكوس با ترمز موتور انجام دهيد در اين روش شما قدرتي معادل اسب بخار موتور خود را به طور معكوس ايجاد مي كنيد و به جاي اينكه موتور ، چرخ ماشين رابچرخاند و به آن شتاب دهد اين بار چرخ متحرك اين كار را مي كند و اين كار باعث كم شدن سرعت اتومبيل مي شود . دليل ديگر كمك دنده معكوس به ترمزگيري مربوط به ساختمان ترمز اتومبيل ها است اكثر اتومبيل هاي داراي سيستم كمكي بوستر ترمز هستند كه اين سيستم با استفاده از خلاء ايجاد شده در موتور اتومبيل نيروي كمكي لازم براي فشردن پمپ ترمز را ايجاد مي كند و در اين روش علاوه بر نيروي پاي راننده .نيروي خلاء ايجاد شده در بوستر نيز بر لنت ها فشار مي آورد .
هر چه موتور شما در حالت دنده معكوس زير فشار بيشتري باشد و به قول معروف دور بالاتري بزند خلاء ايجاد شده در محفظه احتراق آن نيز بيشتر مي شود و در نتيجه فشار بيشتري بر لنت ها وارد مي شود و ترمزگيري بهتر انجام  مي گيرد . اما همان گونه كه دور موتور بالاي خط مجاز در گاز دادن به موتور اتومبيل شما صدمه وارد مي كند اين كار در دنده معكوس نيز خواص مشابه را داراست .
و در صوت فراتر رفتن از دور مجاز احتمال صدمه ديدن موتور اتومبيل شما وجود دارد پس همانطور كه در شتاب گيري آنچنان دنده عوض مي كنيد كه دور موتور به Redline نرسد در دنده معكوس كار شما سخت تر است چون اين بار بايد آنچنان دنده بدهيد كه بعد از آزاد كردن كلاج دور موتور شما دقيقاً بر روي Redline باشد نه بيشتر .
توصيه من به شما كمتر گرفتن دور موتور در دنده معكوس و دادن شانس اشتباه كردن به خود است تا در صورت اشتباه در محاسبات به موتور آسيب نرسد .
حال در زمان دنده معكوس زماني كه در حالت عادي شما گاز را ول مي كنيد با پاي راست ترمز مي گيريد و با پاي چپ كلاج را مي فشاريد اين كار باعث كاهش بيش از اندازه دور موتور در يك لحظه مي شود سپس زماني كه شما دنده را معكوس مي كنيد و كلاج را مي خواهيد رها كنيد دور موتور در يك لحظه مي شود سپس زماني كه شما دنده را معكوس مي كنيد و كلاج را مي خواهيد رها كنيد دور موتور اتومبيل بيش از اندازه پايين است و با رها كردن كلاج چرخ هاي متحرك بايد اول در يك لحظه دور موتور را با سرعت دوران خود يكسان كنند و بعد از آن مقاومت موتور باعث كاهش يكنواخت سرعت دوران چرخها مي شود.
پس در لحظه اول ايجاد درگيري در زماني كوتاه شتابي زياد به طور منفي بر چرخها وارد مي شود شتاب در زماني كوتاه در فيزيك ضربه ناميده مي شود و ضربه هميشه مخرب است. ايجاد ضربه توسط شما در زمان ترمزگيري باعث صدمه زدن اتومبيل از جمله كلاج ‌، پْلس ها ـ گيربكس و ديفرانسيال مي شود اگر شما سعي كنيد با نيم كلاج كردن در زمان تعويض معكوس دنده جلوي اين ضربه را بگيريد هم زمان را از دست مي دهيد و هم باعث داغ كردن كلاج مي شويد و با اين كار قابليت اتومبيل شما در شتاب گيري كم مي گردد .
اگر هم ضربه را به جان بخريد و به سرعت دنده را معكوس كنيد اين كار و ضربه وارده باعث ايجاد شتاب منفي لحظه اي به مقدار زياد در تايرها مي شود و همانگونه كه گفته شد شتاب بيشتر تمايل كمتر چرخها براي پيچيدن را به همراه دارد و باعث از دست دادن چسبندگي در تايرها و در نتيجه سر خوردن اتومبيل مي شود و همين نقيصه از توان شما در معكوس دادن دنده در زمان پيچش مي كاهد و شما مجبور به استفاده از ترمز در قبل از ورود به پيچ هستيد و همين كار زمان ترمزگيري را بيشتر و نقطه شروع آن را جلوتر مي آورد در حالي كه شما مي دانيد هر چه ديرتر ترمز كنيد از حريف جلوتر هستيد و زمان كمتري را از دست مي دهيد . پس چه بايد كرد تا بتوان در داخل پيچ ديرتر از رقيبان ترمز كرد و شانس سبقت گرفتن را در زمان ترمزگيري براي خويش ايجاد كرد در روش Hill and toe شما در زمان ترمز گيري و دنده معكوس قبل از رها كردن كلاج در هر دنده اول دور موتور را بال مي آوريد تا در حدود سرعت دوران چرخ ها قرار گيرد و بعد از آن كلاج را رها مي كنيد اين كار باعث از بين بردن كامل ضربه گفته شده در اين مقاله مي شود و شما مي توانيد با اين روش در سخت ترين شرايط و بيشترين فشار وارده بر چرخها هم از دنده معكوس استفاده كنيد و اين كار باعث بالا بردن قابليت شما در كنترل اتومبيل در ترمزگيري وديرتر كردن نقطه ترمزگيري و كوتاه كردن مسير لازم براي ترمزگيري مي شود به اين صورت كه احتمال قفل كردن چرخها در زمان دنده معكوس از بين مي رود و فشاري يكنواخت و كافي بر ترمزها وارد مي شود در اين حالت منحني شتاب گيري معكوس در بهترين نقطه خود قرار دارد و شما با پيدا كردن نقطه شروع ترمز گيري مي توانيد به بهترين و ديرترين ترمزگيري مطلوب در مسير دست يابيد .

و اما چگونگي آن :
كل انجام دنده معكوس براي هر دنده بايد در كسري از ثانيه ( 3/0 ) ثانيه صورت گيرد و شما زماني در كار موفق هستيد كه از رقيبان خود سريع تر عكس العمل نشان دهيد . پس شما زماني مي توانيد از Hill and toe استفاده كنيد كه اين كار باعث اتلاف وقت نشود و زمان معكوس كردن دنده در حالت عادي براي شما با اين روش يكسان باشد .
اميدوارم مجزا كردن بخش بخش اين روش در ادامه مطلب باعث ترسيدن شما و ترديد در قابليت خويش نشود ‌، چون اين كار فقط احتياج به تمرين دارد و كاريست بسيار ساده ولي در اول كار غيرممكن به نظر مي رسد.
در زماني كه پاي راست شما از ورودي گاز برداشته مي شود و بر روي ترمز قرار مي گيرد شما مدتي فرصت داريد تا اتومبيل آماده پذيرفتن دنده سنگين تر شود يا به اصطلاح دادن دنده معكوس باعث رد كردن Redline نگردد دقيقاً‌ در همان چند ثانيه دست شما بر روي دسته دنده و پاي چپ شما بر روي كلاج قرار مي گيرد كلاج فشرده مي شود و در همان لحظه دسته دنده از جاي خود خارج و وارد مسير خلاص ميگردد و مسير خود را به سمت دنده سنگين تر طي مي كند در همين لحظه پاي راست شما كه در حال فشردن پدال ترمز است از مچ پا خم مي گردد و در همان حال كه پنجه يا toe بر روي پدال ترمز قرار دارد و فشار وارده بر آن ثابت است . Hill پاشنيه و يا پهلوي پاي شما به سرعت فشاري را بر روي پدال گاز وارد مي آورد كه اين كار باعث بالا رفتن دور موتور در يك لحظه مي گردد دقيقاً‌ در همين لحظه فشار بر روي ترمز كمي كم مي گردد و پدال كلاج رها مي گردد چون دور موتور با سرعت دوران چرخها برابر است هيچ ضربه اي وارد نمي گردد ولي شما فقط بر روي پدال گاز يك لحظه فشار مي آوريد پس زماني كه پدال كلاج رها مي گردد ‌، دور موتور در حال پائين آمدن است و همين كار باعث شتاب گيري معكوس به صورت كاملاً‌ يكنواخت مي گردد و در ضمن اين روش باعث جا رفتن دنده معكوس به راحتي مي گردد و ديگر در دنده معكوس هاي سريع مشكل جا نرفتن دنده و درآمدن صداي گيربكس وجود نخواهد داشت. عمر گيربكس ‌، كلاج و موتور افزايش مي يابد شما سريع تر و با چسبندگي بهتري پيچ را طي مي كنيد و در نهايت از همه رقبا جلوتر قرار مي گيريد .
تصميم اين كار كه در شرايط موجود در هر لحظه كدام يك از تكنيك هاي رانندگي انتخاب گردد كاملاً‌ بر عهده راننده است و سرعت عمل او در اخذ تصميم صحيح باعث برد او و تمايز او از ديگران مي گردد پس اگر صلاح دانستيد در لحظه مورد نياز از روش عادي براي معكوس كردن دنده استفاده كنيد مخصوصاً‌ درزمان ترمزگيري هاي ساده كه در آنها از يك دنده معكوس استفاده مي گردد و يا در ورود به پيچ هاي سريع كه اتومبيل در دنده هاي بالاي 3 قرار دارد در اين موارد سرعت دوران بيش از حد چرخها اجازه تاثير ضربه را به كلاج نمي دهند و ضربه در سرعت گردش چرخها محو مي گردد البته يكي از مسائل مهم در اين روش نوع و شكل قرار گيري پدالها است كه شما مي توانيد در صورت مساعد نبودن پدالها با خريد و تعويض آنها با انواع  اسپرت sport موجود در بازار فاصله پدالهاي ترمز و گاز را كم و استفاده از آنها را براي خويش آسان نمائيد .

و حالا برمي گرديم  به توضيح روش Left foot Braking :
همان طور كه گفته شد در اين روش از ترمز و گاز در يك زمان استفاده مي كنيم و اين كار زماني ممكن است كه ما از پاي چپ براي ترمز استفاده كنيم البته همان طور كه گفته شد تصميم در انتخاب چگونگي فشردن پدالها و بكارگيري پاي مورد لزوم به راننده و بستگي به تجربه او در اين كار دارد .
اتفاقي كه در اينجا مي افتد ‌، درزمان ترمزگيري با پاي چپ و فشردن پدال گاز به طور همزمان ترمزهاي جلو از قدرت پيش برنده موتور را كه در اين نوع اتومبيلها به چرخهاي جلو منتقل مي شود كنسل مي كنند در اين روش چرخها نمي دانند تشخيص دهند كه كدام يك از پدالها فشرده شده در واقع چرخها فقط نيروي شتابي كه بر آنها وارد مي آيد را تشخيص مي دهند و در مقابل آن عكس العمل نشان مي دهند و زماني كه پدال ترمز و گاز با هم
فشرده مي شود اگر شتاب وارده از ترمز با گاز برابر شود در واقع چرخها به طورآزادانه و مانند حالت خلاص حركت مي كنند و همان طور كه گفته شد در اين حالت بيشترين ميزان نيروي پيچشي را مي توان از آنها انتظار داشت اما اين فقط در چرخ هاي جلو است و اما اين داستان براي چرخهاي عقب طور ديگريست .
در زمان فشردن ترمز و گاز به طور همزمان چرخهاي عقب فقط مي توانند فشار ترمز و شتاب منفي را احساس كنند چون نيروي پيش برنده اي در آنها وجود ندارد تا ترمز را خنثي كند پس آنها ترمز مي كنند و همان طور كه گفته شد وارد آوردن هرگونه شتابي بر چرخها باعث كم شدن نيروي پيچشي آنها مي شود پس چسبندگي در عقب و در چرخهاي عقب نسبت به قبل و به نسبت چرخهاي جلو در حال حاضر كمتر مي شود و اين كار باعث تمايل اتومبيل به داشتن حالت over steer و سرخوردن عقب آن مي گردد و اگر اين طور نشود حداقل باعث كمتر شدن فشار اتومبيل بر چرخهاي جلو و كمتر شدن و قابل كنترل شدن حالت under steer در اتومبيل مذكور مي گردد در اين حالت فرق بين اين نوع over steer با انواع موجود در اتومبيل هاي ديف عقب اين است كه در انواع ديف عقب به محض از دست دادن چسبندگي چرخهاي پيش برنده در عقب ديگر نيروي پيش ران موجود نيست و شما از اين به بعد اتومبيل را فقط با چگالي و سرعت موجود كنترل مي كنيد و اين نيرو است كه به چرخهاي جلو اجازه فرمان گرفتن مي دهد اما در انواع ديف جلو در حالي كه شما با استفاده از L.f.b در اتومبيل ايجاد over steer يا سرخوردن پشت اتومبيل كرده ايد هنوز چرخهاي پيش برنده در جلو يا به عبارتي فرمان شما كه وظيفه تصحيح مسير حركت را دارد ‌، داراي قدرت پيش ران و چسبندگي فراوان است و سر اتومبيل شما هميشه به نسبت عقب داراي كنترل بيشتري خواهد بود .
در  اين روش شما داراي اتومبيلي هستيد كه كنترل فرمان ديف جلو را داراست و كنترل اكسل عقب آن نيز مانند اتومبيل ديف عقب است و در واقع چيزي مانند كنترل يك اتومبيل AWD را دارا هستيد. و با اين روش مي توانيد همان طور كه گفته شد با اتومبيل ديف جلوي خود با سر و بسيار سريع تر از قبل وارد پيچ شويد با اتومبيل و به همين صورت اگر بتوانيد بر روي ليميت Limit و مرز چسبندگي اتومبيل خود حركت كنيد مي توانيد با ايجاد ميزان كافي و دقيق over steer و سر دادن عقب اتومبيل خود در زمان پيچش آنچنان حركت كنيد كه اتومبيل شما در زمان خروج از پيچ داراي مقدار لازم under steer و تمام توان پيشروي موتور آن باشد و يا اينكه زماني كه با سرعت زياد و يا با اشتباه وارد پيچ مي شويد و ديگر براي ترمز گيري دير است مي توانيد ازاين روش براي تصحيح مسير حركت و باز گرداندن اتومبيل از آن حالت سردرگمي به Racing line صحيح استفاده كنيد .
در زمان ورود به پيچ مخصوصاً پيچهاي با زاويه تند كه ورود سريع و خروج آرامي را مي طلبد با گاز كامل وارد قوس پيچ مي شويد در همين لحظه براي تقسيم وزن صحيح در اتومبيل و فرستادن بخشي از وزن به عقب اتومبيل خود ،‌ شما بايد قبل از زمان ايجاد under steer كه اصولاً‌ در لحظه ورود به پيچ با سر ايجاد مي شود با فرستادن لحظه اي وزن بر اكسل عقب و ايجاد ضربه در آن چسبندگي تايرهاي عقب را كم و ميزان اين چسبندگي با در هر دو اكسل مساوي گردانيد اما اين كار در اتومبيل ديفرنسيال جلو به دليل وجود اكثر وزن و نيروي پيش ران در جلوي اتومبيل كاري فراتر از شتاب منفي يا مثبت را مي تلبد .
در اينجا شما نياز به بر هم زدن بالانس اتومبيل خود داريد كه اين كار را مي توانيد با استفاده همزمان از فرمان و ترمز انجام دهيد به اين صورت كه زماني كه وارد پيچ مي شويد و تصميم به چرخاندن فرمان مي گيريد هنوز در حال گاز دادن هستيد در اين حالت دقيقاً‌ قبل از دادن فرمان بايد گاز را ول كنيد اين كار باعث ايجاد چسبندگي لحظه اي در چرخهاي جلو و آماده كردن آنها براي فرمان گيريست اما اگر همان طور كه اكثر وزن اتومبيل بر روي چرخهاي جلو است فرمان دهيد در اول اين كار انجام مي گيرد اما بعد از چند لحظه به خاطر وجود بار  اضافه و شتاب منفي وارد بر چرخهاي جلو آنها چسبندگي خود را بر زمين از دست مي دهند و اتوميبل دچار حالت under steer شديد مي شود براي جلوگيري از اين اتفاق دقيقاً‌ در زمان ول كردن گاز بايد به صورت لحظه اي
فرمان دهيد. اين نوع فرمان دادن فقط ايجاد يك حركت رفت و برگشتي در غربيلك فرمان است در واقع با اين كار شما باعث گيج شدن اتومبيل خود مي شويد .
قابل توجه اين كه حركت لحظه اي فرمان كه به blur of hands مشهور است. به معناي ايجاد لكه است. و دليل استفاده از اين كلمه اين است كه مانند ايجاد يك لكه برروي كاغذ شما فرمان را مي چرخانيد و به سرعت به حالت اوليه باز مي گردانيد .
توصيه من به شما اين است كه در زمان ورود به پيچ براي گيج كردن اتومبيل ‌، فقط ازنيم دور فرمان استفاده كنيد و اين كار را بدون جدا كردن دست خارجي خود از فرمان انجام دهيد .
طرز گرفتن فرمان در اتومبيل هاي sport با انواع عادي كمي متفاوت است در خيابان و اتومبيل هاي شهري طبق آيين نامه رانندگي فرمان را با روش 10 :10 دقيقه در دست مي گيريد كه اين كار باعث ايجاد ثبات در فرمان و داشتن امكان عكس العمل كافي است .
اما در انواع sport كه در آنها معمولاً  از غربيلك فرمان كوچك تري نسبت به نوع شهري آنها استفاده مي شود و فرمان در آنها تيزتر است ‌، بايد به صورت 15 :9 دقيقه در دست قرار گيرد كه اين كار همراه با ايجادكمي گيجي در فرمان است اما دقت عمل وميزان عمل كرد دست را بسيار بالا مي برد و فرق بين اين دو روش كاملاً‌ محسوس است .
در اين نوع رانندگي شما حتي الامكان دست خود را از روي فرمان نبايد جدا كنيد و حتي در مسيرهايي كه نياز به استفاده از قفل تا قفل فرمان هست هميشه يك دست شما بر روي فرمان قرار ميگيرد و هيچ گاه فرمان را به حال خود نمي گذاريد ، حتي يك لحظه چون يك لحظه غفلت از فرمان ممكن است باعث از بين رفتن اتومبيل و حتي خود شما گردد .
به ياد داشته باشيد كه حركات فرمان در اتومبيل هاي ديفرنسيال جلو قابل پيش بيني نيست و لحظه به لحظه عمل كرد متفاوتي را دارا هستند .
همان طور كه گفته شد براي بر هم زدن بالانس اتومبيل به صورت لحظه اي در زمان ورود به پيچ ‌، آن دستي كه در سمت داخلي پيچ قرار دارد از فرمان جدا مي گردد و دست ديگر به سرعت حركت مورد نظر را انجام مي دهد اما در زمان برگشت به حالت اوليه ‌، جهت حركت اتومبيل شماست كه نقطه تثبيت فرمان را معين مي كند. و زماني كه به نقطه دلخواه رسيد دست ديگر بر روي فرمان قرار ميگيرد ‌، دقيقا‌ً در همين لحظه وزن اتومبيل شما به محور عقب منتقل مي شود . اما هنوز اثري از over steer وجود ندارد و اتومبيل هنوز تمايل به ايجاد under steer از خود نشان مي دهد براي ايجاد over steer دلخواه و پيش گيري از حالت under steer بايد دقيقاً‌ در لحظه فرمان دادن يك لحظه ترمز بگيريد كه اين كار باعث پيچيدن بيشتر جلوي اتومبيل و تمايل اكسل عقب به لغزش وگاهي ايجاد over steer مي گردد .
اما اگر اين كار را زياد از حد انجام دهيد اتومبيل شما دچار Side Way drift يا slide كلي مي گردد و به ياد داشته باشيد كه هر گونه سر خوردن اتومبيل باعث كم شدن شديد سرعت و از دست دادن كلي تركشن تايرها مي شود. پس اين كار را به گونه اي انجام دهيد كه اتومبيل اصلاً‌ از پهلو سرنخورد و فقط پشت آن متمايل به ببيرون پيچ شود اما اين حالت لحظه ايست و اگر فقط به اين كار قانع شويد در ادامه مسير پيچ دچار مشكل مي گرديد و اتومبيل به سرعت به حالت اوليه under steer واين بار حتي شديدتر از قبل باز مي گردد .
پس اين كار فقط براي ايجاد آمادگي در اتومبيل براي پذيرش تكنيك L.f.b است و اگر اين كار را نكنيد و مستقيماً‌ در لحظه ورود به پيچ از روش L.f.b استفاده كنيد فقط دچار under steer بيشتر مي گرديد .
پس براي ورود به پيچ برعكس قبل كه با سرعت Limit وارد پيچ مي شديد و عمل ترمزگيري و معكوس كردن دنده را قبل از آن انجام مي دادي اين بار با سرعتي بيش از Limit وارد قوص پيچ مي شويد  ‌، گازرا ول مي كنيد  ‌، در يك لحظه فرمان مي دهيد ( نصف دور ) و در همان حال ترمز مي كنيد ميزان ترمز را تا حدي كنترل كنيد كه باعث قفل كردن و سرخوردن هيچ يك از چرخها نگردد توجه اينكه ايجاد صداي جير جير در تايرها به معناي سرخوردن آنها نيست و اين صدا در زمان حركت بر روي Limit به بيشترين حد خود مي رسد .
به محض ايجاد بالانس لازم و جهت گيري سر اتومبيل در پيچ خود را آماده دادن دنده معكوس به تعداد لازم كنيد كه اين كار مي تواند به صورت روش Hill and toe و يا به روش قديمي ‌، بسته به زاويه پيچ انجام گيرد .
اين كار را به سرعت تا رسيدن به سرعت Limit انجام مي دهيد توجه داشته باشيد كه اين كار قبل از رسيدن به Apex صورت گيرد از آن به بعد اتومبيل شما بايد در حال افزايش سرعت باشد كه براي اين كار زاويه فرمان را كم وروش L.f.b را اعمال مي كنيد يعني پاي چپ بعد از رسيدن به دنده مورد نظر به سرعت بر روي ترمز قرار مي گيرد و پاي راست بر روي پدال گاز . پدال گاز را آنقدر فشار مي دهيد تا باعث Spin كردن يا به قول معروف Takeoff كردن چرخ هاي جلو نگردد .
اما اگر گاز را به اندازه كافي اعمال نكنيد ترمز بر آن قالب مي گردد و اثر آن را خنثي مي كند پس پدال گاز را در حالي كه هنوز وزن اتومبيل متمايل به عقب آن است در حد مورد نياز تنظيم مي كنيد و با بازي با پدال ترمز مسير را طي مي كنيد تا لحظه خروج از پيچ پدال ترمز را رها نمي كنيد اما فشار وارده بر آن هر لحظه كمتر مي گرديد ‌، ترمز رها مي گردد و اتومبيل وارد under steer ضعيفي مي شود ولي ميزان آن هنوز كمتر از سرخوردن چرخهاي جلو است و پدال گاز در اين لحظه بايد در حد نهايي خود باشد به ياد داشته باشيد كه از زمان انتخاب دنده نهايي در زمان پيچش موتور اتومبيل شما بايد دائماً‌ در حال افزايش دور باشد و نه كاهش ‌، به اين معنا كه از زمان اعمال L.f.b دور موتور افزايش مي يابد و سرعت افزايش دور موتور در انتهاي مسير پيچش به كمال آن مي رسد .
اين نوع پيچيدن در پيچ بر روي مسيرهاي ليز به نسبت ليزي مسير داراي drift يا سرخوردن از پهلو بيشتري است اما بر روي آسفالت به هيچ عنوان نبايد سر بخوريد و هميشه سعي كنيد چسبندگي را افزايش دهيد .
براي پيدا كردن Limit اتومبيل خود از سرعت كم شروع نكنيد بلكه از كمي بيش از Limit شروع كنيد و اين كار را با كم كردن سرعت تا رسيدن به نقطه مورد نظر ادامه دهيد براي جلوگيري از برخورد احتمالي در طي آموزش ‌، اين كار را در مسيرهاي باز و در پيچ هاي عريض مانند Uturne اوليه پيست آزادي انجام دهيد و به اتومبيل هاي ديگر نيز توجه كامل داشته باشيد .
به ياد داشته باشيد كه در زمان پيچيدن و استفاده از L.f.b مي توانيد با فشار بيشتر و لحظه اي بر ترمز و كمي بازي با فرمان اتومبيل را به حالت over steer دچار كنيد و بعد از آن هر لحظه احساس كرديد كه اتومبيل زياده از حد دچار over steer شده است با كم كردن فشار ترمز مي توانيد ايجاد under steer كنيد اما گاز را ول نكنيد اين كار مانند يادگيري مجدد رانندگي با اتومبيل ديفرنسيال جلو است و خواهش مندم در زمان يادگيري وارد مسابقه نشويد و اين كا را موكول به بعد از پايان تمرينات كنيد .
البته چيزي كه شما قبل از يادگيري كامل خواهيد يافت ورود سريع به پيچ و خروجي بسيار كند است كه در طي مدت تمرينات اين نقيصه به صورت تجربي بسيار كند است كه در طي مدت تمرينات اين نقيصه به صورت تجربي برطرف مي گردد و خروج شما نيز در كنار ورود به پيچ سريع مي شود اين را به خاطر داشته باشيد كه براي رسيدن به سرعت مورد نظر در زمان ورود به پيچ ‌، كمي فشار بر روي پدال ترمز كافي است فقط به ميزاني كه باعث تمايل پشت اتومبيل به بيرون پيچ گردد به محض اينكه بخش عقب اتومبيل تمايل به بيرون رفتن پيدا كرد شما بايد پدال گاز را فشار دهيد اما نه تخته گاز بلكه در حدي كه باعث تساوي نيروي ترمز در چهار چرخ گردد و همان طور كه گفته شد به سرعت كم كردن فشار بر پدال ترمز باعث بازگداندن قسمت عقب اتومبيل به مسير اوليه مي گردد .
پس به ياد داشته باشيد كه در تمام مدت پيچش ترمز را نگاه داريد ‌، تا زماني كه تشخيص مي دهيد اتومبيل شما آمادگي و بالانس كافي براي پذيرش حالت عادي under steer خود را دارا است .
 فشار اضافي بر پدال ترمز فقط باعث كندي حركت در اتومبيل مي گردد. شما مي توانيد از اين روش در زمان ترمزگيري هاي شديد در رانندگي شهري و حتي در زماني كه توسط اتومبيل عقبي در مسير مسابقه حل داده مي شويد و مي خواهيد وارد پيچ شويد و يا در هر زماني كه با سرعتي بيش از حد وارد پيچ شده ايد استفاده كنيد. به اين صورت كه مقدار متوسطي گاز مي دهيد و به سختي ترمز مي گيريد اين كار باعث جلوگيري از قفل كردن چرخهاي جلوي اتومبيل شما مي گردد و اتومبيل شما در عين ترمزگيري و كم شدن سرعت داراي قدرت فرمان گيري است البته اين كار در اتومبيل هاي ديف جلو كه داراي ABS يا سيستم ضد قفل ترمز هستند ‌، توسط سنسور ترمز انجام مي گيرد وديگر براي حالت امرجنسي و ايمني احتياجي به اين روش نيست .
اميدوارم شما دوستان عزيز علاقمند به اتومبيلراني با استفاده از اين مطلب ‌،‌ بر 3 سه اصول تكنيك ‌، تخصص و تجربه خود بيفزائيد و در آينده انشاا... به كمال مقصود در اين راه دست يابيد در انتها به عنوان يك دوست و يكي از علاقمندان به اتومبيلراني از همگي خواهش مي كنم كه هرگز كنترل اعصاب و روان خود را در رانندگي از دست ندهيد و تحت تاثير ديگران ‌، از جمله رقبا و حتي دوستان قرار نگيريد و هميشه سعي در شناخت دقيق قابليت خود و اتومبيل خويش بنمائيد و هرگز از آن فراتر نرويد ‌، كه اين كار همراه با يك عمر پشيماني و خداي ناكرده نقص عضو و يا عذاب وجدان است كه هيچ يك با پول خريده نمي شود و به ياد داشته باشيد هدف از رانندگي Sport تخليه انرژي و بالا بردن كنترل اعصاب و قابليت هماهنگي عمل كرد دست و پا است و حس رقابت فقط احساسي زودگذر ولي پر قدرت است كه گاهي اوقات تاثيري فراتر از غرور ناشي از برد ايجاد مي كند و آن مختل كردن فكر است .
كسي كه فكر مي كند راننده خوبيست براي خود و ديگران يك فاجعه محسوب مي گردد .
با اميد موفقيت براي تك تك شما قهرمانان آينده
در اتومبيلراني كشور عزيزمان ايران

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 13:21  توسط آرش و علی  | 

فنون و اصول پايه رانندگي با کارت

باولين سوالي که در هنگام رانندگي با کارت مطرح مي شود اين است که چگونه بپيچيم؟ اکثر افراد با روش طي نمودن پيچ آشنا هستند ولي از آنجا که ممکن است بعضاً اشتباهات جزئي و باورهاي غلط به مرور در ذهن رانندگان جا افتاده باشد، بهتر است مقاله حاضر را در همين رابطه آغاز نماييم.
هدف اصلي راننده در هنگام طي نمودن پيچ آن است که پيچ را تا حد ممکن به خطوط صاف تبديل نمايد و آنرا سريعتر طي کند. به مسيري که بدين ترتيب بوجود مي آيد اصطلاحاً مسير يا خط مسابقه يا Racing Line گفته مي شود، به مسيري که در شکل با رنگ زرد مشخص شده توجه کنيد. نکته مهم بعدي که توجه به آن لازم است نقاط آغاز ترمزگيري و آغاز گاز دادن است . شما بايد قبل از آغاز پيچ ترمزگيري کنيد، اگر پس از چرخاندن فرمان ترمز بگيريد حتماً به دور خود خواهيد چرخيد، پس هنگامي که واقعاً داخل پيچ شده ايد، اصلاً ترمز نگيريد .
حال به مسئله گاز دادن مي پردازيم. هنگامي که از نزديکترين نقطه به وسط پيچ از ( سمت داخل آن ) قرار داريد، فشار بر پدال گاز را آغاز کنيد، واقعيت است هنگامي که حس کرديد مي توانيد گاز داده و کارت شما بدون خارج شدن از مسير سرعت خواهد گرفت، حتماً گاز دهيد. اين حس را بواسطه تمرين بدست خواهيد آورد.

بايد حدود و قابليتهاي کارت خود را حس کنيد !!!
هنگامي که کارت مورد استفاده شما از لحاظ موتوري ضعيف باشد بعضاً ممکن است نياز به ترفندي خاص داشته باشيد. پيچ را در حالي که گاز را نگه داشته ايد آغاز نموده و سرعت را با استفاده از ترمز ( با پاي ديگر ) کم کنيد. اين مسئله جريان بنزين به موتور را حفظ نموده و باعث شتابگيري بهتر کارت در هنگام خروج از پيچ مي گردد. البته ترمز با پاي چپ به لحاظ حساسيت کمتر پا ( عادت روزمره به فشردن کلاچ با پاي چپ ) نيازمند تمرين زياد مي باشد.
در بخش بعدي جزئيات بيشتري راجع به مسير مسابقه در پيچ هاي مختلف که با آنها مواجه خواهيم شد را بررسي خواهيد کرد.

 


پيچ پرسرعت
بندرت مي توان پيست مسابقه اي را يافت که داراي چنين پيچهايي نباشد. در شکل مي بينيد که راننده وارد پيچ شده، نقطه وسط پيچ را طي نموده و مسير خود را تا هنگام خروج از پيچ حفظ مي نمايد. کل فرآيند بايد به نرمي و بدون حرکت ناگهاني فرمان صورت گيرد. استفاده از مسيري که درآن از حداکثر شعاع ثابت پيچ استفاده مي شود موثرترين روش است زيرا امکان تخته گاز طي نمودن پيچ بدون نياز به تغيير در ميزان فشار بر پدال گاز در هنگام خروج از پيچ را فراهم مي آورد.

پيچ تنگ
در اين نوع پيچ راننده عمداً فرمان را ديرتر مي چرخاند و در محيط خارجي پيچ طي مسير مي نمايد تا بازترين زاويه را ايجاد کند. بدين ترتيب راننده خواهد توانست ادامه مسير را مثل يک پيچ پر سرعت طي کند. توجه داشته باشيد که هدف راننده بايد خروج هر چه سريعتر از پيچ باشد، بدين ترتيب وي نبايد از قرباني نمودن مرحله ورودي اجتناب نمايد و با زاويه تند ( بسته ) بپيچد. به محض عبور از نقطه وسط پيچ، راننده که مرحله را به يک پيچ تند سرعت تبديل کرده، مي تواند شروع به گاز دادن بنمايد.
در اين نوع پيچ، مسير مسابقه بستگي زيادي به آنچه که پس از پيچ موجود است دارد، مسيري که بنوعي مرحله وسط را پيش مي اندازد در شکل سمت راست آورده شده است. در اين حالت راننده کمي ديرتر از نقطه وسط پيچ مي گذرد تا مسير خروج آزاد و مناسبي براي گاز دادن به محض رسيدن به نقطه وسط داشته باشد.
شکل سمت چپ مسير مسابقه با حداکثر شعاع ثابت را نشان مي دهد. در اين حالت راننده خيلي زودتر پيچ را آغاز کرده و زودتر به نقطه وسط پيچ مي رسد ولي قادر نخواهد بود که تا بعد از گذر از نقطه وسط پيچ شتابگيري را آغاز کند. اين نوع مسير مسابقه نرم تر مي باشد، زيرا باعث مي شود که بتوان ترمزگيري را ديرتر متوقف کرده اين روش در سبقت گيري در پيچها بکار برده مي شود.

پيچ دوگانه ( Double Apex )

 

 

بعضي مواقع مي توان مسيري را يافت که دو پيچ را با خط مستقيم کوتاهي از هم جدا شده اند را به يک پيچ تبديل نمايد. مسير خروج از اولي تبديل به مسير و خط ورودي پيچ دوم مي گردد، در اين حالت راننده تصميم گرفته تا از تمام عرض پيچ استفاده نموده و در واقع پيچ را بيش از اندازه تنگ ننمايد و خودرو را قادر مي سازد تا اين مسير فوق العاده را با استفاده از دو سوم عرض داخل پيچها طي نمايد.
پس از عبور از نقطه وسط پيچ اول، خودرو براي پيچ دوم آماده مي گردد بدون آنکه نيازي به تنظيم خاصي در فرمان وجود داشته باشد.
هنگامي که دو پيچ مثل مورد فوق الذکر با يک خط مستقيم کوتاه به هم وصل شده باشند، ممکن است بکارگيري مسير مسابقه اي ذکر شده امکان پذير نباشد. در اين حالت وارد شدن به پيچ از نقطه دورتر از نقطه ميانه و سپس نزديک شدن به نقطه مياني پيچ دوم، بهتر است.

پيچ باز شونده ( با شعاع فزاينده )
زوايه اين نوع پيچ پس از نقطه تغيير مسير پيچ به مرور باز مي شود. راننده وارد پيچ شده و آنرا با زاويه تندي طي مي نمايد زيرا مي داند که هنگامي که وي بخواهد به سمت برون برود، پيچ نيز به سمت بيرون منحرف مي گردد. در اينجا مسئله پيدا کردن نقطه مناسب بين نقطه ورود و خروج نسبت به شعاع فزاينده پيچ است. مرحله نهائي پيچ را مي تواند مثل يک خط مستقيم قلمداد نموده و شتابگيري را آغاز نموده.

پيچ جمع شونده ( شعاع رو به کاهش )
در اين حالت بهتر است در هنگام ورود خودرو در بيرون پيچ قرار گرفته و ديرتر به نقطه تغيير جهت پيچ نزديک شويم. اگر قبل از پيچ خط مستقيم طولاني وجود داشته باشد مي تواند نقطه ورود و ترمز گيري را براي حداکثر استفاده از چند متر آخري را که خودرو با نهايت سرعت خود طي مي نمايد به تعويق اندازد که مزاياي آن از مقداري سرعت بيشتر در پيچ که در اين روش از دست مي رود به مراتب بيشتر خواهد بود. براي تکميل بحث راجع به مسير مسابقه ما به حالتي که درآن چندين پيچ متوالي بدون آنکه خط مستقيمي، بين آنها قرار داشته باشد خواهيم پرداخت. دراين حالت فرضيه هايي را که در بخشهاي قبل به آنها پرداختيم کاملاً معتبرخواهند بود، ولي بايد اصل

 


جديدي را بکار گيريم. پيچ آخر هميشه در اولويت قرار دارد. در اين حالت شما بايد پيچ اولي را بنفع پيچ دوم قرباني نماييد. زيرا همانطور ک قبلاً ديده ايم نفع با مرز بستگي به خروج از پيچ و طول مسير مستقيم پس از آن دارد .
بعنوان مثال در مورد يک پيچ نوع Chicane که مسير مستقيم و طولاني پس از آن قرار گرفته لازم است که بخش اول را براي کسب وضعيت بهتر در ورود به بخش دوم و بخش پاياني پيچ قرباني نماييم. بدين ترتيب با چيزي را در بخش اول از دست خواهيم داد تا بتوانيم نيمه دوم را با سرعت بيشتر آغاز کنيم و اين همان چيزي است که بايد به آن بها داده شود.
در حالت عکس و هنگامي که قبل از يک يا دو پيچ، مسير مستقيمي را داشته باشد نمي توانيم پيچ اول را به نفع پيچ هاي بعد قرباني کنيم، زيرا به علت سرعت زياد، زمان از دست رفته بيش از حد خواهد بود. بدين ترتيب شما بايد تا حد ممکن ديرتر ترمز نموده و پيچ اول را با مسير حداکثر شعاع ثابت طي کنيد و اين موضوع را که زمان از دست رفته در پايان مسير مستقيم کمتر از طول مدت زماني خواهد بود که با سريع طي نمودن پيچ اول بدست خواهيد آورد.
شکل فوق بکارگيري قوانيني را که تا کنون توضيح داده ايم را نشان مي دهند مسير مسابقه بنحوي طرح ريزي شده که بهترين وضعيت خروج از پيچ تنگ دوم بدست آيد. اين موضوع بدين معني است که بايد پيچ اول را عريض تر آغاز کنيم تا براي پيمودن پيچ دوم در وضعيت بهتري باشيم.
با وجوديکه راننده پيچ اول را قرباني نموده و زمان بيشتري را براي پيمودن آن تلف مي کند، ولي قادر خواهد شد که در هنگام نزديک شدن به خط مستقيم زودتر شتابگيري را آغاز نموده و با سرعت بيشتري آنرا بپيمايد همانطور که نشان داده شد. قانون قديمي ورود کند و خروج تند، هميشه معتبر است .
عکس فوق Chicane را نشان مي دهد که خروجي در آن اولويت پيدا مي کند، زيرا پيچ يک پيچ پرسرعت است. راننده پيچ دست راست را بواسطه ديرتر به Kerb رفتن، قرباني مي نمايد. بدين ترتيب وي قادر خواهد شد که در وضعيت حمله به پيچ دست چپ را با سرعت بالاتر طي نمايد.
در اين صورت و از طرف ديگر بايد به بخش اول Chicane اولويت داده شود، زيرا اين پيچ اول است که سريع است در حالي که پيچ دوم که از لحاظ سرعت کندتر است را بعنوان خط مستقيمي طي خواهد کرد. اين وضعيت تا نقطه تغيير مسير دوم و حفظ نهايت سرعت ادامه دارد. شما بايد دقيقاً قبل از پيچ دوم که با مسير مسابقه نامناسبتري طي خواهد شد ترمزگيري کنيد.

 

در هنگام طي نمودن اين Chicane راننده بايد مرحله ورود به پيچ را قرباني خروج سريع از آن بنمايد. اين نوع رانندگي بواسطه طول خطوط مستقيم که قبل و بعد از Chicane وجود دارند و نه شکل پيچها مشخص مي گردد. شکل زير مثالي از مواردي است که خط مستقيم طولاني تر، دقيقاً پس از Chicane قرار دارد.
در اين حالت ها پيچ نوه Chicane را مي بينيم که پس از يک خط مستقيم و طولاني قرار گرفته است. در اين حالت راننده بايد بخش دوم Chicane را قرباني کند تا بتواند برداشتن يا از روي پدال گاز و ترمزگيري را تا حد امکان به تعويق انداخته و خط صاف را طولاني بنمايد. بدين ترتيب وي در فاصله بيش از حد نزديک به Kerb داخلي وارد پيچ چپ خواهد شد و در هنگام خروج بايد قبل از آغاز شتابگيري منتظر بماند تا خودرو صاف شود.

کنترل نمودن کارت در حدود فيزيکي آن
ما به بخش بعدي که کنترل نمودن کارت در حدود فيزيکي قابليتهاي آن است مي پردازيم. راننده به دو طريق خودروي خود را کنترل مي نمايد که عبارتند از فرمان و پدالها، فرمان بخش جلوي خودرو و پدالها عقب خودرو را کنترل مي نمايد . براي آنکه بتوانيم دقيقاً بگوييم که راننده بايد چگونه عمل کند پيچها را به دو گروه اصلي تقسيم مي نماييم : پيچهاي کند و پيچهاي پرسرعت .

پيچهاي کند :
در اين نوع پيچ، بهتر است خودرويي داشته باشيم که در هنگام طي نمودن پيچها بيش فرماني ( Over Steer ) داشته باشند. يعني قسمت عقب آن بيش از قسمت جلوي آن دچار لغزش شود. اين نوع خودرو بسيار چابک بوده و حول مرکز ثقل خود مي چرخد و بدين ترتيب بسيار پر قابليت مي باشد. اين نوع خودرو در واقع قادر است بيشتر از شعاع پيچ چرخيده و سريعتر به خروج آن برسد و در زمان صرفه جويي کند. هرچقدر پيچ کندتر باشد، دقت در تعبيه خودرو در مسير صحيح بايد بيشتر باشد.
راننده بايد در هنگام چرخاندن فرمان و هدايت خودرو به مسير صحيح با حرکات سريع، قاطع و بدون زياده روي عمل نمايد. در صورت چرخاندن بيش از اندزه فرمان، تاثير عکس آنچه که مد نظر بوده حاصل مي گردد. پس راننده بايد قبل ازگاز دادن منتظر بماند تا چرخها زودتر از موعد با زمين درگير نشوند. شما اين نوع پيچ را درحالتي که پدال گاز رها شده و حرکت چرخهاي عقب تنها با ترمز موتور کند مي

 

شود، آغاز مي نماييد در اين حالت چرخها کمترين چسبندگي خود را دارند و خودرو در هنگام ورود به پيچ عکس العمل سريعتري دارد. سپس خودرو به مرور دچار پيش فرماني ميگردد تا جايي که راننده احسا س مي کند که بايد مجدداً کنترل خودرو را دست گيرد. ابتدا بايد اين عمل را با استفاده از پدال گاز آغاز کند .
اگر نيروي زيادي را در طي پيچ طولاني وارد کنيد قادر خواهيد شد که لغزش جانبي را به مدت طولاني تري ادامه دهيد.
اگر نيروي محدودي را وارد کرده و يا پيچ کوتاه باشد، قادر خواهيد شد که لغزش جانبي را متعادل و يا متوقف ساخته و بدين ترتيب چسبندگي چرخهاي عقب را مجدداً برقرار سازيد.
در عين حال بايد چرخهاي جلو را نيز استفاده کنيد. اگر اقدام فوق الذکر کافي نبود بايد فرمان را تا انتها در جهت مخالف بچرخانيد تا بدين ترتيب تعادل برقرارشده و کنترل را مجدداً بدست آوريد. فرمان دادن در جهت مخالف نيازمند عکس العمل بسيار سريع و دقيق مي باشد.
ممکن است شما فرمان را بيش از حد بازي دهيد و قبل از صاف نمودن مجدد چرخهاي جلو بيش از حد منتظر بمانيد. اين يک اشتباه رايج در بين تازه کاران است که باعث انحراف خودرو به سمت ديگر پيست و پيش فرماني در جهت ديگر مي گردد.
کنترل انحراف به سمت مخالف سخت تر است زيرا چرخهاي جلو بطور ناگهاني در وضعيت قفل کامل در جهت خلاف قرار ميگيرد.
بدين ترتيب صاف نمودن چرخهاي جلو به محض اصلاح پيش فرماني ضروري است لازم به يادآوري است که پيش فرماني زياد نيازمند اصلاح فرمان به ميزان دو برابر مي باشد و کنترل کامل هنگامي برقرار مي شود که خودرو به وضعيت ثبات کامل پس از قرار گرفتن در خط صاف، دست يابد.

پيچهاي پرسرعت :
با توجه به آنچه گفته شد، در اين حالت وضعيت کاملاً عکس برقرار ميگردد به هر  دليل ضروري است که خودرو دچار پيش فرماني نگردد:
اصلاح لغزش جانبي بسيار سخت است
اگر سرعت شما بيش از حد کم شود، زمان زيادي را از دست مي دهيد.
پيش فرماني که در سرعتهاي کم بسيار مفيد است، در پيچهاي پر سرعت گران تمام مي شود، خودرويي که به حدود خود از لحاظ چسبندگي رسيده است بهتر است که در چنين حالتي کمي کم فرماني داشته باشد.

 

هر چقدر سرعت شما در هنگام ورود به پيچ بيشتر باشد لازم است فرمان را نرم تر بچرخانيد، راننده بايد مسير مسابقه اي را دنبال نموده و به مرور قدرت را اعمال کند و سعي کند در طول پيچ، مسير بدون عيب و نقصي را طي کند. براي حفظ تعادل خودرو نبايد هنگامي که وارد پيچ مي شويد چرخهاي عقب در حال کاهش سرعت نباشد. پس از ترمزگيري در خط مستقيم قبل از پيچ بايد چند متر قبل از ورود به پيچ مجدداً بر پدال گاز فشار وارد کنيد. در اين صورت چرخهاي عقب مجدداً چسبندگي خودرو را باز می يابند و خودرو به زمين چسبانده مي شود، پس از اين مرحله چرخهاي جلو تا حدي چسبندگي خود را از دست مي دهند. کم فرماني جزيي ايجاد شده باعث ثبات يافتن خودرو در پيچهاي پر سرعت مي شود و از آنجائيکه چرخهاي جلو نيروي Drift ايجاد نمي کنند، عملاٌ زمان از دست نمي رود. اگر کم فرماني بيش از حد باشد، مي توان آنرا با فشار بر پدال گاز رفع کرد. کم کردن جزيي فشار بر پدال گاز باعث کاهش کم فرماني مي شود در حالي که کاهش ناگهاني فشار بر پدال گاز چسبندگي چرخهاي عقب را آناً کاهش داده و بر چسبندگي چرخهاي جلو مي افزايد. کاهش طولاني مدت فشار بر پدال گاز باعث بي ثباتي ميگردد و خودرويي که تا چند لحظه قبل ممکن است بطور ناگهاني گرفتار پيش فرماني شود.
در کل پيش فرماني در پيچهاي بسته مي تواند با فرمان کنترل شود در حالي که کم فرماني در پيچهاي پر سرعت را بايد با پدال گاز کنترل کرد.  
                        

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 13:11  توسط آرش و علی  | 

معرفي محصولات - آلفا رومئو

  
 
Alfa 147   

اين مدل داراي موتورهاي مختلف مي باشد و از امتيازات اين خودرو فرمان هيدروليك و ترمز با قابليت اجراي بالا مي بلشد ، كه بيشترين قابليت اطمينان حتي در كمترين سرعت را مي دهد. از مدل  1600 spark twin سي سي ، 16 سوپاپه تا مدل 2000سي سي و سر شيلنگهاي ديزلي تا سوراخهاي تحويه در موتور و كلا تمام قطعات اين موتور براي جلوگيري از انتشار آلودگي طبق آخرين استانداردهاي EEC كاملا مطابقت مي كند

Alfa 147 - 5 Doors   

اين مدل براي آنهايي كه به دنبال يك اتومبيل كاملاً‌ جمع و جور همراه با ويژگيهاي عالي مي باشد درست شده كه داراي عملكرد و قابليت اجراي يك سوپر سالن 5 دره است بدنه هاي قوس دار و لبه هاي تيز براي برطرف كردن خاصيت ارتجاعي طبيعي بين آنها باعث توازن در حالت ديناميكي شده و همچنين عناصر استيل ديگري از مدلهاي قبلي مثل خصوصيات مدل sobar ‌ نيز در اين مدل ديده مي شود طرح داخلي آن عرضه كننده زيبايي و همچنين خصوصيات ورزشي است كه شما از يك آلفارمئو انتظار داريد و اين انتظار دلالت بر اين دارد كه اين مدل نتيجه يك پروژه طراحي با كيفيت بالاست . رانندگي با اين مدل باعث ايجاد اطمينان مي شود و اين باعث مي شود تا شما به قدرت واقعي و در اين حال منطقي اين مدل پي ببريد . اين مدل در سه حالت impressionـ progression و distinctive ( تاثيرگذار ‌، پيشرفت كننده و منحصر بفرد مي آيد )‌به عنوان مثال impression174يك مدل براي جوانان طراحي شده با حالت ديناميك كه داراي طرح وزرشي همراه با پوشش عالي به رنگ طوسي و قرمز / طوسي است و داراي سه موتور مختلف كه اولي موتور بنزيني و توان 150 اسب بخار با حجم موتور 1600 و با ترمز دو زمانه مي باشد . دومي موتور توربو ديزلي داراي 115 اسب بخار 190 jtd ‌ و سومي 100 اسب بخار و 109 jtdمي باشد . 

 

Alfa 147 - GT   

طرح اين خودرو ورزشي است ‌، ويژگيهايي مثل صندليهايي با پوشش رو مبلي چرم و با همان الگوي همتراز قديمي روكش صندلي است كه يادآور ماشينهاي ورزشي ايتاليايي قديمي است . پدالها و جا پايي آلومينيمي و محفظه دسته مركزي در قالب فلزي ‌، فرمان سه پره و صفحه نمايشها مثل صفحه نمايش حرارت روغن موتور همواره با زمينه مشكي و موتور بنزيني اين مدل قادر به افزايش توليد قدرت حداكثر 250 اسب بخار در 6200 دور در دقيقه است و داراي گيربكس 6 دنده كه يكي از ويژگيهاي اين مدل ورزشي است . اين مدل سرعت صفر تا 100 را در 3/6 ثانيه طي مي كند و سرعت نهايي آن 246 كيلومتر در ساعت و مقدار مصرف سوخت در سيلندر 1/12 ليتر در هر 100 كيلومتر مي باشد و اين ويژگيها قدرت بالقوه مدل gta كه داراي گشتاور 300 نيوتن متر در 4800 دور در دقيقه مي باشد اشاره مي كند اين مدل هم يك مدل درون شهري و هم يك مدل ورزشي است .

 

Alfa 156   

اين مدل طرحي كاملاً‌ ايتاليايي است و به اين مفهوم است كه شما داراي يك مدل سالن ورزشي مي باشيد اولين خصوصيت آن زيبايي ‌، راحتي و ديناميك بودن بدنه و امنيت اجراي ترمزي آن است كه مفهوم رانندگي با كيفيت بالا و با ويژگيهاي استثنايي را مي رساند اين مدل داراي طراحي داخلي زيبا ،‌ تجهيزات جانبي بيشتر و مثل ديگر مدلها موتور قدرتمند مي باشد طراحي موتور آن رانندگي را آسان اما مهيج مي كند واين دو ويژگي از آلفارمئو هميشه يك ماشين اصيل ايتاليايي مي سازد‌،طراحي داخل آن تقريباً‌ شبيه به يك اتاق نشيمن است مواد بكار برده شده در بدنه ‌، قالبها ‌، فرمها ورنگها همه به زيبايي منحصر بفردي تركيب شده و البته اين مدل براي اولين بار alfatex را يك ماده جديد كه در طراحي بدنه است به ثبت رسانيده و اين نتيجه پژوهش و تحقيقات فراوان توسط كارشناسان اين مدل است تكنولوژي بالاي آن ،‌ زيبايي ‌، ايمني ‌، قدرت موتور و ريزه كاريهاي داخلي در جزئيات و كلاً پوشش داخلي آن براي عموم هم زيبايي و هم راحتي را در آن واحد

فراهم مي كند . اين مدل در سه سطح impression ‌، progression و distinctive وجود دارد.

 

Alfa 156 - GTA   

 

Alfa Spider Wagon GTA

اين مدل تفسيري كامل از آلفارمئو اصيل است . ماشيني كه طرح داخلي آن زيبا و همچنين داراي احساس ورزشي است با پيشرانه 2/3 ليتر 24 سوپاپه 6 سيلندر با آرايش V‌ شكل داراي عملكردي منحصر بفرد حتي در حوادث روزانه رانندگي است اين مدل در حقيقت پيشرفتي ازموتور بنزيني با پيشرانه 7/3 ليتر با آريش v شكل كه قبلاً‌ در

مدلهاي gtv و spider ديده مي شود و با بازده افزاينده 220 تا 250 قدرت اسب بخار با 6200  دور در دقيقه با گيربكس 6 دنده و سيم انتقال مكانيكي قدرت ‌، كيفيت ورزشي اين موتور به طول قابل افزايش پيدا كرده و سرعت صفر تا 100 را مي تواند در 3/6 ثانيه طي كند داراي سرعت نهايي 250 كيلومتر در ساعت مي باشد و با مقدار مصرف سوخت 3/12 ليتر در 100 كيلومتر هم احساس رانندگي شهري و هم ورزشي را مي دهد .

Alfa Sport New

اين مدل خلاصه اي از بهترين كيفيت هاي alfa 156 است و معناي استيشن آن نيز فضاي زيادي است كه در كنار موتوري با قابليت اجراي عالي قرار گرفته است . با يك نگاه كافي است بفهميم كه اين مدل در حقيقت چيزي بيش از يك ماشين است. بخاطر وجود امكانات و تكنولوژي روز در اين مدل رانندگي با اين ماشين ، هم آسان و هم مهيج است.ف برگشتي به تاريخ مسابقات اتومبيلراني است براي اينكه طرح خارجي آن مثل يك فرد پرخاشگر اما زيباست اما طرح داخل آن به صورت حيرت آوري ورزشي و اسپرت است موتور قدرتمند آن با پيشرانه 2/3 ليتر 6 سيلندر باآرايش V شكل 24 سوپاپه داراي قابليت اجراي استثنايي و كنترل عالي حتي در اتفاقهاي روزانه در رانندگي مي باشد ماشيني كه مي تواند احساس رضايت را در رانندگي همراه با ديگر عوامل اضافه كند .

خصوصيات اين موتور در حقيقت يك پيشرفت در موتور 6 سيلندر با آرايش v شكل و با پيشرانه 5/3 ليتر كه قبلاً‌ در مدل GTV و spider ديده مي شود توان موتور اين مدل از 2200 تا 250 قدرت اسب بخار در 6200 دو در دقيقه و هم جعبه گيربكس 6 دنده اي و هم انتقال سرعت مشتق شده مثلf1 ( فرمول1 ) . كيفيت اين موتور را تقويت مي كند اين مدل سرعت صفر تا 100 را در 3/6 ثانيه طي ميكند و داراي سرعت 250 كيلومتر در ساعت مي باشد و مقدار متوسط مصرف بنزين در هر كيلومتر 1/12 ليتر مي باشد و اين مدل دقيقاً‌ مثل مدل gta كه به قدرت گشتاوري 300نيوتن متر در 4800 دور در دقيقه مي باشد به خود مي بالد و اين مدل هم احساس رانندگي درون شهري و هم ورزشي را فراهم مي كند .

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 22:25  توسط آرش و علی  |